تبليغاتX
جبهه ملی ایران خارج کشورانگلستان-امر یکا
المان_امریکا_فرانسه_قبرس



در رابطه با قطعنامه يي که شوراي حکام آژانس بين المللي انرژي اتمي عليه ايران صادر کرده است نظرات متعددي وجود دارد و به گونه يي اين قطعنامه از موضع اعضايي که به آن راي مثبت داده اند رنگ و بوي سرزنش ايران را دارد چراکه اعضاي شوراي حکام معتقدند ايران به خواسته هاي آنان مبني بر تعليق غني سازي اورانيوم، تعطيلي تاسيسات اتمي فردو و اجازه بازديد سرزده بازرسان آژانس از ايران عمل نکرده است. همچنين کشورهاي غربي معتقدند ايران به قطعنامه هايي که در شوراي امنيت در مورد فعاليت هاي هسته يي ايران صادر شده توجهي نکرده است. از سوي ديگر اقدام البرادعي در سه روز مانده به پايان دوران مديرکلي خود در آژانس بين المللي انرژي اتمي، در اين راستا که پايه گذار صدور قطعنامه يي عليه ايران درباره سايت فردو شد به نوبه خود جالب توجه است. برخي اخبار هم در اين باره حاکي از آن است که مذاکراتي که در هفته هاي گذشته، بين البرادعي و وزارت خارجه انگلستان انجام گرفته بود، منجر به توافق وي و اکثريت اعضاي شوراي حکام با 35 عضو ديگر شده است.
علاوه بر اين، در اين قطعنامه از ايران خواسته شده است دليل راه اندازي اين تاسيسات غني سازي را اعلام کند که از نگاه غربي ها مي تواند کاربرد نظامي داشته باشد، ضمن آنکه در اين قطعنامه از ايران خواسته شده همه تصميم گيري هاي خود در زمينه تاسيسات هسته يي را در مرحله تصميم گيري به آگاهي آژانس برساند. در حقيقت به نوعي از ايران خواسته شده است به همکاري با آژانس بپردازد و دست از برخي اقدامات به قول آنها پنهاني بردارد.
پس از به راي گذاشتن اين قطعنامه در آژانس از مجموع 35 عضو شوراي حکام، 25 کشور به قطعنامه يي که خواستار تعليق فعاليت هاي تاسيسات فردوي ايران شده است راي مثبت و سه کشور شامل ونزوئلا، مالزي و کوبا به آن راي منفي دادند. البته شايد راي منفي ونزوئلا و کوبا تا حدود زيادي قابل پيش بيني بود اما اينکه مالزي نيز در اين راستا راي منفي بدهد کمي سوال برانگيز است. افغانستان، برزيل، مصر، پاکستان، آفريقاي جنوبي و ترکيه شش کشوري بودند که به قطعنامه غربي ها بر ضد ايران راي ممتنع دادند و جمهوري آذربايجان نيز هنگام راي گيري جلسه را ترک کرد.
اما کشورهايي که به قطعنامه ضدايراني شوراي حکام راي مثبت دادند شامل آرژانتين، استراليا، بورکينافاسو، کامرون، کانادا، چين، دانمارک، فرانسه، آلمان، هند، ژاپن، کنيا، کره جنوبي، مغولستان، هلند، نيوزيلند، پرو، روماني، روسيه، اسپانيا، سوئيس، اوکراين، انگليس، امريکا و اروگوئه است که همان طور که مشاهده مي شود بدون هيچ توضيح اضافه يي مي توان گفت بيشتر کشورها به اين قطعنامه راي مثبت داده اند و در هر حال راي با اکثريت است.
به اين ترتيب اگر اين قطعنامه از شوراي حکام به شوراي امنيت برود بايد منتظر تحريم هاي جديد و سنگين تري عليه ايران باشيم و به احتمال زياد تحريم هاي زيادي به تحريم هاي قبلي ايران افزوده خواهد شد. به عقيده من اگر پيرامون مباحث وين ايران موضع گيري کند، مي تواند گام مثبتي بردارد. اما نکته يي که مطرح است اينکه ايران هنوز پاسخ رسمي خود را به پيشنهادهاي مطرح شده توسط گروه 1+5 ابلاغ نکرده است. کشورهاي غربي از ايران خواسته بودند در ازاي ارسال اورانيوم با غلظت پايين خود به خارج از کشور سوخت اتمي با غلظت 20 درصد را براي استفاده در رآکتور تحقيقاتي تهران دريافت کند اما موضع مقام هاي تهران اين است که مبادله اورانيوم در داخل خاک ايران انجام شود و تفاوت ديدگاه غربي ها و ايران در اين مساله عامل بروز بن بست در روند مذاکرات است.
براي خروج از اين بن بست راهکارهاي متفاوتي پيشنهاد شده است. يکي از اين راهکارها اين بوده که ايران اورانيوم با درصد پايين خود را به صورت تدريجي به خارج از کشور ارسال کند و مابه ازاي آن سوخت هسته يي با خلوص بالاتر را دريافت کند. پيشنهادي هم در همين رابطه از سوي ترکيه مطرح شد و مقام هاي اين کشور به ايران پيشنهاد دادند اورانيوم خود را به اين کشور ارسال کند. پيشنهاد ترکيه در شرايطي مطرح شد که تهران حاضر به ارسال اورانيوم خود به روسيه نبود چراکه از نظر مقام هاي ايران تضميني وجود نداشت که روسيه به تعهد خود در اين باره عمل کند. ايراني ها مي گويند روسيه در تعهدات قبلي خود درباره ساخت نيروگاه اتمي بوشهر و ارسال موشک هاي اس- 300 به ايران عمل نکرده است و حسن نيتش درباره ساير قراردادها زير سوال است. با توجه به اينکه ايران حاضر به انجام توافقي اصولي پيش از دريافت تضمين هاي لازم نيست هرگونه مذاکره يي بايد داراي شرايطي باشد که نظر مقام هاي تهران را جلب کند. البته با توجه به قطعنامه يي که اواخر هفته گذشته در آژانس بين المللي انرژي اتمي عليه ايران صادر شده است دستيابي به توافق دشوارتر از پيش خواهد بود. اکنون از لحن اعضاي گروه 1+5 اين گونه برمي آيد که آنان آماده دور تازه يي از تحريم ها عليه جمهوري اسلامي شده اند. اين موضوع در شرايطي است که در چند ماه گذشته و در جريان مذاکرات ژنو و نشست وين سمت و سوي حل و فصل مسائل در جهت ديگري بود که اين رويکرد تازه اروپايي ها به نوعي تحليل جداگانه يي را مي طلبد. چين و روسيه نيز که پيشتر با اعمال تحريم عليه ايران به شدت مخالفت مي کردند در جلسه شوراي حکام از قطعنامه تنظيم شده توسط غرب حمايت کرده و تحليلگران را به اين نتيجه رسانده اند که اين دو کشور نيز در آينده نزديک ممکن است از تصويب قطعنامه تحريمي تازه عليه ايران در شوراي امنيت سازمان ملل نيز حمايت کنند. با توجه به همه اين اتفاقات ديپلمات ها نگران آن هستند که فضا براي مذاکره روزبه روز تنگ تر شده و امکان مصالحه از دست برود. پايان دوره رياست محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي نيز بر نگراني ها درباره آينده مناسبات هسته يي ايران افزوده است چراکه جانشين ژاپني وي يعني يوکيو آمانو تمايلات غربگرايانه بيشتري نسبت به البرادعي دارد و همين عامل نيز مي تواند بر هر گونه مذاکره ميان ايران و طرفين هسته يي اش تاثيرگذار شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 7:22 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

پیشنهاد کورش زعیم به مجلس شورای اسلامی

 لایحه دروغ زدایی

به: فرنشین گرامی مجلس شورای اسلامی در ایران

سروران گرامی:

ما ایرانیان بخوبی می دانیم که سرچشمه همه پلیدی ها دروغ است. دروغ عامل فساد، عامل خشونت و نیز عامل خیانت به ملت و خیانت به کشور است. ایرانیان راستین دروغ را بزرگترین گناه می دانستند و کسانی که امور کشور را بدست داشتند هرگز به ملت دروغ نمی گفتند. ما ایرانیان امروز که صدها سال است از این آیین نیکو دور افتاده ایم، و در زمان حاضر بیش از هر دوران دیگر در تاریخ کشور به این بلا گرفتار آمده ایم، باید تلاش کنیم همانند نیاکانمان دروغ و ریا و نادرستی را از ذهن مردم، بویژه از ذهن مسئولان کشور بزداییم. در این سی ساله برپایی جمهوری اسلامی در ایران بدتر از سده های گذشته، و در پنج سال گذشته به شدتی باورنکردنی، ما در هر سه زمینه نه تنها شکست خورده ایم که در ژرفای آنها فرو افتاده ایم.

مجلس شورا که تعریف هموندی در آن نمایندگی مردم است، باید شایسته ترین سازمان مردم نهاد در کشور باشد، زیرا مسئولیت قانونگذاری کشور و نظارت بر اجرای آن را بر عهده دارد، و بنابراین بزرگترین و مهمترین مسئولیت را برای دستیابی به خودسروری، سربلندی و پیشرفت کشور دارد. برای عملی شدن این مسئولیت خطیر و تاریخ ساز، یعنی زدودن دروغ از ارکان حکومتی، که بدبختانه در طول زمان در تار و پود زندگی اداری ما رخنه کرده و امروز به زشت ترین شکل آن نمایان شده است، بایستی از فرهنگ ملی ما ایرانیان زدوده شود. این مجلس نمایندگان می تواند در این امر بزرگ ملی پیشگام باشد و نشان دهد که بهترین سیاست راستی و درستی است که سرچشمه نیکی و پاکی است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 0:11 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

 

حنا مخملباف جايزه اش را به امير انتظام تقديم کرد،  

 

فيلم "روزهای سبز" حنا مخملباف برنده جايزه ويژه فستيوال "زنان جهان" آلمان شد.
وی هنگام دريافت جايزه گفت:

"من ۲۱ سال دارم و چهار سال ديگر ۲۵ ساله می شوم. چرا در مورد عدد ۲۵ حرف می زنم؟ نمی دانم، عدد ۲۵ برای شما آيا معنايی دارد؟ شايد بعضی از شماها را به ياد سن تان بيندازد. اما عدد ۲۵ برای من اين معنا را دارد که اين ۲۵مين جايزه بين المللی است که می گيرم. ولی برای بعضی ها عدد ۲۵ معنای ۲۵ سال زندان در حکومت جمهوری اسلامی را دارد.

می خواهم اين جايزه را با عشق و احترام کامل به "امير انتظام" تقديم کنم که ۲۵ سال بی گناه در زندان های جمهوری اسلامی مقاومت کرد، يعنی بيشتر از عمر من. و اگر امروز من و نسل من می توانيم آزادی را فرياد بزنيم به خاطر وجود کسانی چون امير انتظام است، که ۲۵ سال در زندان های جمهوری اسلامی مقاومت کردند."


+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

 

بيانيه ۳۳۶ تن از تلاشگران سیاسی، فرهنگی و اجتماعی

بنام خدا

در يکم آذر ماه ۱۳۷۷ برگی ديگر از خشونتهای سياسی در تاريخ ايران ورق خورد و داستان مظلومانه غرقه در خون شدن، پروانه و داريوش فروهر دو تلاشگر دير پای راه آزادی و استقلال و سربلندی ايران، نگارش يافت. اين قتل سياسی حلقه‌ای از زنجيره‌ای بود که در کوتاهتر از يکماه منجر به ربودن و کشته شدن چند تن از شخصيت‌های دگرانديش شد. با اين جنايت‌ها روح و روان جامعه مشوش و اذهان عمومی درون و بيرون کشور به شدت تحت تأثير قرار گرفت و به اعتراض عمومی منجر شد. بی‌گمان اگر نبود کوشش رئيس جمهور وقت و تلاش‌های آگاهی بخش مطبوعات، اين زنجيره هم‌چنان افسار گسيخته به قربانی گرفتن ادامه می‌داد.

هر چند جنايت در ذات خود نفرت انگيز است اما اين قتل ها از آن جهت بيشتر نفرت انگيز بود که برخی از عوامل حاکميت مرتکب چنين جنايتی بودند و از سويی قربانيان از شهروندان عادی و بدون دفاع و بدون قشون و نفر بودند. مأموريتی که مطابق شرح وظايف قانونی و عرفی و اخلاقی می بايد مدافعان حقوق شهروندی افراد جامعه باشند، مرتکب چنين جنايتی شدند.

پی آمد اعمال خشونت در دوران پس از انقلاب به وارد آمدن آسيب های جدی در گفتمان سياسی ايران منجر شده است که شوربختانه هنوز هم خودنمايی آن را در برخورد با اعتراض‌های مسالمت آميز خيابانی و يا در بازداشتگاه هايی همچون کهريزک و يا در کشتار دسته جمعی نظاميان به روش انتحاری و يا ترورهای خيابانی در مناطق مرزی و يا اعدام های شتابزده و خارج از قانون می بينيم. حاکم شدن منطق خشونت به جای مسالمت، گفتگو، قانون و رعايت حقوق ديگران، دور باطلی از خشم و حذف را به ارمغان می آورد که راه به هيچ بيراهه‌ای هم نمی گشايد. طراحان اين خط مشی، از خشونت بعنوان ابزاری برای حذف رقيب سياسی و به کرسی نشاندن ديدگاهها و احراز موقعيت سياسی استفاده می کنند. غافل از اينکه تجربيات بشری همواره ثابت کرده که بازتوليد خشونت، خشونت است و نتيجه چرخة خشونت چيزی جز شعله ور کردن آتش کينه ورزی و بالا رفتن ظرفيت انتقام جويی جامعه و از بين رفتن توان ملی و در آخر رهنمون کردن جامعه به قهقرای عقب ماندگی و درماندگی در پی نخواهد داشت و پشتيبانان و کارگزاران آن نيز از آتش خشونتی که خود افروخته اند، در امان نخواهند ماند.

در سالمرگ آن دو سرباز نهضت ملی ايران و رهروان راه مصدق با ارج نهادن به آرمانهای ايران دوستی و آزاديخواهی آنان هرگونه اعمال خشونت از سوی هر نيرو، خواه درون و يا بيرون از قدرت سياسی را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانسته و به عاملان آن هشدار می‌دهيم از تجربيات تاريخی درس گرفته و آزموده را دوباره نيازمايند.

يکم آذر ۱۳۸۸

محمد آزادی، حميد آصفی، فريدون آقاسی، سامر آقايی، سعيد آل آقا، احمد انصاری، اديب برومند، لقاء اردلان، بانو فرشيد افشار، منوچهر احتشامی، فرهاد امير ابراهيمی، عباس امير انتظام، محمود امامی، فرزانه اسکندری، محمد ابوالحسنی، عباس ابوذری، هادی احتظاظی، حميد احراری، طاهر احمدزاده، حسن احمدی، محسن احمدی، مصطفی اخلاقی، ميلاد اسدی، مرتضی اشفاق، حسن افتخار اردبيلی، جلال اقتداری، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امير احمدی، مهدی امينی زاده، عبدالمجيد الهامی، کمال الدين بازرگانی، پروين بختيار نژاد، هرميداس باوند، مرتضی بديعی، جهانشاه برومند، اکبربديع زادگان، رحمت الله برهانی، بهروز برومند، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنويد بازرگان، مختار باطولی، محمد بذرپور، محمد برقعی، محمد بسته نگار، مهدی بسته نگار، محمد حسين بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهفروزی، حميد بهشتی، صفا بيطرف، محمد بهزادی، مسعود پدرام، حسن پارسا، عباس پوراظهری، رضا پويان، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، عبدالرضا تاجيک، عباس تاج الدينی، مصطفی تنها، ناصر تکميل همايون، نصرالله توکلی نيشابوری، غلام عباس توسلی، محمد توسلی، محمدرضا توسلی، نصرالله جمشيدی، مجيد جابری، رضا حاجی، بهمن حافظی، طه حجازی، حميد حديثی، اسماعيل حاج قاسمعلی حسين حريری، حميد حسامی، آيدين حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشيد حق گو، ابوالفضل حکيمی، عبدالکريم حکيمی، مجيد حکيمی، محمد رضا حمسی، محمد حيدری، جعفر خائف، جلال جلالی زاده، ابراهيم خدادادی، امير خرم، عيسی خان حاتمی، حسين خشايار دوست، محمد حسين ختنی فر، خليل خليلی بو، حسين خطيبی، محمد خطيبی، ابراهيم خوش سيرت سليمی، اسماعيل خوش محمدی، هوشنگ خيرانديش، رسول دادمهر، محمد علی دادخواه، محمد دادی زاده، محمد مهدی دانشيان، محمود دل آسايی، داود درگاهی، سعيد درودی، پرويز دليری، جمال درودی، اميرخسرو دليرثانی، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانی، ابراهيم دينوی، محمد صادق ربانی، محمدصادق رسولی، تقی رحمانی، سامان رحمانی، محمدجواد رجائيان، عباس رخافی، منصور رسولی، جهانگير رضوی، حسين راضی، عليرضا رجايی، علی رشيدی، احد رضائی، اصغر رضائی، بهمن رضا خانی، حسين رفيعی، جواد رهبری نيا، مهدی رهنما، رضا رئيس طوسی، مهدی رنجبر، رقيه زارع پور، کوروش زعيم، محمود زنديان، حيدری، محمد ابراهيم زمانی، جمال زره ساز، علی زرين، پرويز زندی نيا، عليرضا ساريخانی، عزت الله سحابی، حسين سکاکی، هاله سحابی، خسرو سيف، محمود سعيدزاده، محمد سرچمی، بيوک سعيدی، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانيه، سيد حسن سيدزاده هاشمی، احمد ساعی، خسرو سعيدی، سيدمحمد سجادی، مرتضی سميياری، محمود بصير شاد دل، ابراهيم شاکری، موسی شيخ زادگان، علی شاملومحمودی، حسين شاه اويسی، حسين شاه حسينی، جواد شرف الدين، حسن شهيدی، الله وردی شمبوری، احمد شهامت دار، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادی، رضا صدر، مهدی صراف، فضل الله صلواتی، حميد رضا صمدی، حسن علی صارم کلالی، سياوش صحت، محمد صاحب محمدی، مهدی صراف، سعيد صاحب محمدی، جليل ضرابی، علی اشرف ضرغامی، فريدون ضرغامی، اعظم طالقانی، امير طيرانی، طاهره طالقانی، نرگس طالقانی، اکبر طاهری، رئوف طاهری، محمد طاهری، مهدی عربشاهی، روئين عطوفت، محمدباقر علوی، باقر علايی، علی علوی، رضا عليجانی، سيد جعفر عباس زادگان، هما عابدی، جمشيد عزيزی، محمود عمرانی، حسين عزت زاده ، علی اصغر غروی، عليرضا غروی، ماجد غروی، محمد حسين غفارزاده، سعيد غفارزاده، مسيح غروی، علی غفرانی، فريده غيرت، باقر فتحعلی بيگی، ارسلان فلاح حجت انصاری، مقصود فراستخواه، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور، ابوالقاسم فروزان، پويان فخرآيی، غفار فرزدی، حسن فرح آبادی، اسماعيل فاضل پور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فريد اعلم، فرزاد قاسمی، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقايی، ماهرو قشقايی، مهدی قلی زاده اقدم، عبدالحسين قمی زاده، حسن قديانی، باقر قديری اصلی، عبدالمجيد قندی زاده، نظام الدين قهاری، مصطفی قهرمانی، حجت الله قياسی، رحمان کارگشا، اسداله کارشناس، امير حسين کاظمی، مرتضی کاظميان، منوچهر کيهانی، هادی کحال زاده، خسرو کردپور، مسعود کردپور، علی کرمی، فريدون کشکولی، ناصر کميليان، بهناز کيانی، پروين کهزادی، فاطمه گوارايی، محمود گرگين، علی اصغر گل سرخی، بيژن گل افرا، مسعود لدنی، فرهاد لقايی، احسان مالکی پور، محمد تقی متقی، حسين مجاهد، مرضيه مرتاضی لنگرودی، محسن محققی، نرگس محمدی، نوشين محمدی، سيمين مخبر، فرزين مخبر، اسد موسوی، فضل الله مشايخ، رشيد مظفری سردشتی، مصطفی ملافر، سياوش مقدم، محمد محمدی اردهالی، سيد علی محمودی، پريچهر مبشری، صادق مسرت، منوچهر ملک قاسمی، هرمز مميزی، ابراهيم منتظری، فريد مرجايی، سيد حسين موسويان، مهدی مويد زاده، حسين مدنی، سعيد مدنی، ماشاءالله مديحی، مصطفی مسکين، رضا مسموعی، عباس مصلحی، مهدی معتمدی مهر، محمد جواد مظفر، احمد معصومی، علی اکبر موينی فر، حميد منزه، ياسر معصومی، مرتضی مقدم، کاظم ملکی، مهدی ممکن، خسرو منصوريان، کيوان مهرگان، محمد جواد مظفر، مرتضی مقدم، ضياء مصباح، خدايار محبی، قدرت منصوری، سيدرضا موسوی سعادت لو، علی مومنی، محمودمومنی،امير ميرخانی، سيد محمد وحيد ميرزاده، مهدی ناطقی، حسن نراقی، رضا نخشب، علی اکبر نقی پور، امين نظری، ابوالفضل نيماوری، بهرام نمازی، محمد حسين نائينيان، خسرو نجارزاده، محمود نکوروح، امير نکوفر، محمد تقی نکوفر، مهدی نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، غلامرضا نيک صفت، جعفر نقمی، رسول وريايی، محمد وفايی، حميد وارسته، مراد همتی،هادی هادی زاده يزدی، احمد هادوی، فريدهاشمی، ناصر هاشمی، بهاره هدايت، عليرضا هندی،احسان هوشمند، پرويز همايونی، علی فريد يحيايی، رحيم ياوری، ابراهيم يزدی، حسن يوسفيان آرايی، لطف الله يوسف قهاری، مير محمود يگانلی.

 
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 4:54 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

 خط فارسی در تاجیکستان

 

متأسفانه درسالهای اخیرابرهای سیاه چنان زندگی مردم مارا فراگرفته که اگریک خبرمسرت با ر وخوشحال کننده ای، هر چقدر هم که کوچک باشد ، به ما برسد مارا غرق درلذت وشادی می کند.

 تغییرخط در کشورآریایی نژاد وهم زبان ما تاجیکستان، که زمانی بخشی از خراسان بزرگ بود، یکی ازآن موارد است که هر ایرانی مطلع از این واقعه خوشحال شده است بخصوص که ما ایرانیان خود مشوق مردم تاجیک دراین امربودیم.

چندی قبل سازمان پان ایرانیستهای ایران اطلاع دادند که عربستان سعودی با دعوت  از برخی فرهنگیان وادب دوستان تاجیکستان به عربستان، عنوان نمودند که مردم تاجیک مسلمان هستند ومردم مسلمان باید خط عربی را جایگزین خط فعلی (روسی) نمایند . نویسندگان وبلاگ جبهه ملی ایران در خارج از کشور، پس از اطلاع ازاین جریان، طی مقالانی، عوارض و اشکالاتی را که قبول خط عربی برای مردم فارسی زبان تاجیکستان  ایجاد مینماید ، توضیح داده و منتشر کردند ، از انجمله است اشکال نبودن حروف (پ.چ.ژ.گ) در زبان عربی. سپس با ترجمه این مقالات وارسال آنها به سفارت تاجیکستان وفرهنگستان  ان کشور، وظیفه خود را انجام دادند .

خوشبختانه اطلاع حاصل شد که سرانجام فرهنگستان تاجیکستان نه تنها با روشنگری دست اندرکاران جبهه ملی ایران بلکه با تشخیص دولت وملت تاجیکستان خط آبا و اجدای خود را که سالهاازآن دوربودند، برگزید.

 تاجیکستان کشوریست که ملت ده میلیونی آن بیشترکشاورزند وپایتخت تاجیکستان شهر تازه تأسیس شده دوشنبه است. این شهردرحال حاضرتقریباً دارای هفتاد هزارنفرجمعیت است. در قدیم شهردوشنبه قصبه بزرگی بوده و روزهای دوشنبه درآنجا بازارخرید وفروش عمومی تشکیل میشده، لذا از ان دوران این شهر بدین نام معروف شده است. . مردم تاجیک آریائی نژاد هستند. یکی ازمحصولات مهم تاجیکستان پنبه می باشد همینطورگندم وجو وچغندرقند و دامداری درآنجا رواج کامل دارد. مردم تاجیکستان سخت به فرهنگ والای خود مینازند وحق هم دارند،جالب اینکه شهر دوشنبه به چهاربخش تقسیم شده، بخش مولانا جلال الدین بلخی،اسماعیل سامانی ، رودکی و فردوسی. درهر کوچه وبرزن از شهرهای تاجیکستان مجسمه هایی ازبزرگان ایران وخراسان بزرگ به چشم می خورد. مردمان تاجیکستان ، مانند بقیه مردم خراسان بزرگ بسیار مهمان نوازهستند . این کشور رو به پیشرفت است.

 باتبریک به مناسبت تغییرخط وبه امید تعالی و خوشبختی برای کشور ومردم تاجیک.

 

شورای جبهه ملی ایران در خارج از کشور

22 ایان 1388 برابر با 11 نوامبر 2009

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 9:29 بعد از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 


 
 شانزده آذراهورایی،روز دانشجو در راه است-اتحادیه ی دانشجویان و دانش اموختگان ایران
 
هم میهنان گرامی! امسال سالگرد 16 آذر پس از 56 سال حال و هوای دیگری دارد. در ان سال به دستور رژیم وقت، دستور داده شد تا نظامیان به حریم دانشگاه تهران هجوم برده و سه آذر اهورایی  به نام های شریعت رضوی،بزرگ نیا و قندچی را به خاک و خون بکشند.برای این که ان ها با کودتای امریکایی-انگلیسی علیه دولت ملی دکتر مصدق مخالفت کرده بودند.امسال اما قرار است دانشگاه محل حضور جنبش سبزی باشد که برای ازادی،دموکراسی و حقوق بشر و علیه دیکتاتوری نظامی-مذهبی حاکم به راه افتاده است. نظر به اهمیت این روز تاریخی و نقشی که به ویژه امسال در پیشبرد جنبش ازادی خواهی ملت ایران داردو سبز ها تصمیم گرفته اند با تظاهرات گسترده و در بیش از 200 دانشگاه ،این روز را به روز ازادی خواهی ملت ایران تبدیل کنند،لازم دانستیم تحلیلی از شرایط کنونی جنبش و نیرو های درگیر با ان ارایه دهیم.

تضاهرات گسترده ی 13 آبان روز دانش اموز ،نشان داد که جناح نظامی-امنیتی حکومت ،تصمیم گرفته است با مشت اهنین با مردم معترض برخورد کند.به راستی خشونت و ضرب وشتم در روز 13 آبان شاید در چند ماه گذشته و البته جز روز 30 خرداد ماه، کم نظیر بوده باشد.اگاهی دقیق داریم که گروه زیادی از دختران و پسران به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تئوری مشت اهنین در ان روز فرصت بروز عینی یافت.البته گستردگی تظاهرات بر خشم خشونت طلبان افزود به گونه ای که در تمام کوچه و خیابان های مرکزی تهران و چند شهر دیگر ،برمردم شوریدند و زدند و گرفتند و توهین کردند.

این برخود حاکی از یک تصمیم قاطع برای سرکوب به جای مدارا و گفتگو است. شاید بتوان گفت اخرین بار خواهد بود که جناح نظامی-مذهبی حاکم اراده ی خشونت بار خود را ازمایش می کند تا بلکه جنبش را از این راه متوقف کرده تا نیاز به گفتگو و امتیاز دهی نداشته باشند.فراموش نکنید که بلا فاصله پس از برگزاری راهپیمایی روز قدس،بهنود شجاعی اعدام شد تا  حکومت به زعم خود به معترضین نشان بدهد که عقب نشینی نمی کند. در چند روز پس از تظاهرات 13 آبان نیز احسان فتاحیان را اعدام می کنند تا به مردم پیام بدهند.بنابراین جای هیچ تردیدی وجود ندارد که حاکمیت نظامی-امنیتی تصمیم دارد با مشت اهنین پاسخ ازادی خواهان را بدهد.جالب این است که برخی عناصر به شدت تند رو مثل کوثری و حسینیان با مصاحبه با روزنامه ی اعتماد ،نه تنها هیچ ابایی از افشای برنامه های سرکوب ندارند بلکه در صدد بر می ایند تا زمینه های اجتماعی این کار را اماده سازند. برای نمونه  سردار کوثری اعلام می کند که برنامه ی سرکوب و اعترافگیری توسط قرار گاه ثاراله صورت می گیرد که این قرار گاه زیر نظر شورای امنیت ملی است که تصمیم های ان با امضای رییس جمهوری و تایید رهبری قابل اجرا شدن است.و چند روز پس از ان،روح اله حسینیان نیز اعلام می کند که برنامه ی پارازیت ها و کنترل و فیلترینگ رسانه های اینترنتی و سایر برنامه های مقابله جویانه که توسط سپاه،اطلاعات و نیروی انتظامی صورت می پذیرد،زیر نظر شورای امنیت ملی هماهنگ می شود.با این اظهارات در صدد هستند تا اقدامات غیر قانونی خود را مثلا قانونی جلوه بدهند.

جناح نظامی-امنیتی می خواهد به مردم القا کند که تصمیم به سرکوبی و ایستادگی در مقابل خواست قانونی مردم جدی است.از سوی دیگر به نظر می رسد با شعار های مرگ افرین یا رادیکال معترضین که در روز 13 آبان و پس از سرکوب وحشیانه صورت گرفت ،بخشی از جنبش سبز به رویارویی تمام قد با خامنه ای و سپاه پرداخته است. این در حالی است که بخش سنتگرای حاکمیت یا جناح روحانی-بازاری دیکتاتوری حاکم،برخورد های خشونت امیز با مردم را تایید نمی کند و نیز جناح اصلاح طلبان فعال در جنبش سبز نیز از طرح شعار های مرگ افرین رضایت ندارند.

هر اندازه شدت سرکوب افزایش پیدا کند نه تنها از روند رو به رشد جنبش نمی کاهد ،بلکه ان را رادیکال تر می کند.زیرا این جنبش به یک حزب و گروه و جناح وابسته نیست که به سرعت از حرکت بیفتد. بلکه ملیون ها ایرانی یا همان طبقه ی متوسط شهری از ان پشتیبانی می کنند. پس ،سرکوب ان را از بین نمی برد بلکه تیز تر و رادیکال تر می کند.سپاه با حمایت صریح خامنه ای تصمیم گرفته است تا با سرکوب و خشونت این جنبش را از نفس بیندازد. جنبش نیز با هر اقدام خشونت امیز حکومت رادیکال تر می شود. ولی ایا باید تن به چنین معادله ای داده شود؟ایا باید در مقابل عمل وحشیانه ی انان دست به طرح شعار ها یا احیانا رفتار تند و رادیکال زد؟

به باور ما چنین رویه ای نمی بایست تایید شود.طرح شعار هایی چون جمهوری ایرانی یا جانم فدای ایران یک حق و یک اقدام مدنی و خردمندانه است. اما طرح شعار هایی که مرگ این و ان را بخواهد ،ما را به سمت یک جنبش غیر عقلانی  می کشاند. پیشنهاد ما به کوشندگان سیاسی و گروه های ازادی خواه و دموکرات این است که شعار هایی که به خشونت گران بهانه ی سرکوب بیشتر داده و یا جنبش را به رادیکالیزم کور می کشاند را ترویج نکرده و بلکه از گسترش ان جلوگیری نمایند.این کار موجب خواهد شد تا اولا بخش نظامی-امنیتی دیکتاتوری حاکم،در مقابل اعتراضات بخش روحانی-بازاری ان که  بر این باور است که نباید مردم را سرکوب کنید، بهانه ای برای توجیه کار خود نداشته باشد و از دیگر سو اصلاح طلبان نیز از جنبش سبز فاصله نگیرند.فراموش نکنیم که در انقلاب بهمن 57 که امروز در موضع نقد ان قرار گرفته ایم نیز برخی شعار های احساسی مثل مرگ بر این دولت و ان دولت موجب شد تا پس از پیروزی دستمایه ی تند روی برخی همچون اشغال سفارت امریکا شود.اینک چرا باید اشتباه گذشته تکرار شود. چرا باید برخی دولت ها را از همین روز با جنبش خود دشمن کنیم؟مرگ بر دیکتاتور به مفهوم مرگ بر مناسبات ظالمانه ای است که بر ما حاکم کرده اند.اما مرگ بر فلان شخص و فلان دولت به چه مفهوم است؟ جز یک عمل احساسی و عکس العملی است؟جالب این است که برخی اصلاح طلب ها به جای محکوم کردن شعار مرگ بر فلان دولت،به طور مرتب شعار جمهوری ایرانی را محکوم می کنند که ناشی از عمل غیر منطقی و تناقض امیزشان است.

باید جنبش سبز روند مبارزه ی منطقی خود را پی بگیرد و از تند روی پرهیز نماید. شاید خواست اصلی تند رو های نظامی این باشد که با برخورد های خشن خود، مردم را به جاده ی تند روی انداخته و به مرور جنبش را لاغر و لاغر تر کنند تا امکان سرکوب ان فراهم گردد.تند روی موجب می شود تا توده های مردم از جنبش عقب بیفتند و این به صلاح ما نیست.

16 آذر فرصتی است تا همه ی دانشجویان و جوانان و احاد شهروندان با هم شوند و ازادی زندانی سیاسی،ازادی بیان و عقیده و پرهیز از خشونت را فریاد بزنند.باید نشان داد که جنبش همچنان صلح طلب است و مرگ را برای هیچ فرد یا دولتی نمی خواهد.البته شعار هایی که عمق استراتژیک جنبش را نشان بدهد،یک حق طبیعی است. ان چه رفتار جنبش را غیر مسالمت جو نشان می دهد،شعار ها یا رفتاری است که مقدمه ی مرگ و خشونتگرایی را تایید کند.ما در 16 آذر ماه و پس از ظهر همان روز به سوی دانشگاه تهران سنگر آزادی راهپیمایی ارام خواهیم کرد و اگر چه نیرو های رنگا رنگ حکومت با باتوم و قمه و گاز فلفلی و اشک اور،به پیشوازمان می ایند اما به ان ها خواهیم گفت که از شما متنفر نیستیم و حتا شما را  دشمن نمی دانیم   ،پس دست از خشونت ورزی خود بردارید.

باور ما بر این است که اگر همه ی تشکل ها و شخصیت ها بدون ترس از سرکوب و زندان اما با بیان صلح امیز از همگان دعوت کنند که در این تظاهرات ارام و مسالمت امیز شرکت کنند و خود نیز پیشاپیش مردم به حرکت در ایند زمینه های خشونت از میان خواهد رفت.ما عزیزانی داریم که زندانی شده اند. حقوقی داریم که پایمال شده است. مطالباتی داریم که بر روی زمین مانده است. اما ما امروز با هم شده ایم.ما امروز همه با هم هستیم. پس باید بتوانیم به حقوق خود دست یازیم.

شنیده ایم که گروهی از شهروندان عزیز به دلیل خشونت وحشیانه ی روز 13 آبان تحت تاثیر سخنان کسانی که سخن از انتقام جویی به میان اورده اند،حرف از تلافی در روز 16 آذر می زنند. باور ما این است که هرگونه انتقامجویی نه تنها با اهداف جنبش سبز هماهنگی ندارد و امری غیر عقلانی است بلکه در جهت خواست دیکتاتوری نظامی-مذهبی حاکم است.بهترین راه مبارزه همان شیوه ی مسالمت امیزی است که ملیون ها ایرانی را فرصت حضور در مبارزه خواهد داد.سالیانی است که نظامیان حاکم در انتظار نشسته اند تا جنبش ازادی خواهی به راه کور خشونت کشیده شود تا ان ها مشروعیت سرکوبی ان را از بخشی از افکار عمومی اخذ نمایند. اما باید با عمل و نظر مسالمت جویانه ی خود نقشه های انان را نقش بر اب کنیم.

مردم ما نیاز به قیم و دیکتاتورو سرکوبگر ندارند. مردم ما می خواهند خود در باره ی سرنوشت خود تصمیم بگیرند.این یک خواست قانونی و انسانی است که همه ی دنیا نیز از ان پشتیبانی می کند. باید همگان در روز 16 آذر به خیابان امده و به صورت مسالمت امیز این حق را فریاد بزنیم. هیچ فرد و گروه و دسته ای حق ندارد از بیم بازداشت و کتک و زندان این روز را در خانه بماند و به میدان نیاید. ما این حق را فریاد می زنیم اگر چه می دانیم دیکتاتوری حاکم از این فریاد ما به شدت عصبانی است.امروز رمز پیروزی ما در همبستگی و پایداری و نه ترسیدن و در عین حال،منطقی رفتار کردن ما است.این رمز را به خاطر بسپاریم.

اتحادیه ی دانشجویان و دانش اموختگان ایران

بیستم آبان 1388

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 3:36 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

سالروز شهادت دکترسیدحسین فاطمی

عصر روز سه شنبه نوزدهم آبانماه سالروز شهادت دکترسیدحسین فاطمی شهید راه آزادی طبق روال همه ساله برسر مزارش درابن بابویه گرد هم میآییم ونسبت به آن شهیدوالامقام ادای احترام

مینمائیم . وسیله رفت وبرگشت راس ساعت سه بعد ازظهر درمیدان هفت تیر مقابل مسجد الجواد

مهیا ست .

                                                        17/ 8 / 88

                                      جبهه ملی ایران – کمیته تشکیلات استان تهران
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 10:30 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 


تظاهرات مخالفان علیرغم حمله نیروهای دولتی

دویچه وله: بنا به گزارش‌های رسیده از تهران، نیروهای انتظامی با حضور در خیابان‌های منتهی به سفارت سابق آمریکا در تهران، مانع از تجمع و راهپیمایی مخالفان دولت به این محل شدند. خیابان‌های منتهی به سفارت روسیه نیز مسدود شده و نیروهای امنیتی زیادی در مقابل سفارت روسیه مستقر شده بودند.

بنا به این گزارش‌ها، افراد لباس‌شخصی و نیروهای انتظامی از باتوم، چماق و گاز اشک‌آور برای حمله به مردم و متفرق کردن آنها استفاده می‌کردند. در میدان هفت تیر تهران، حضور مهدی کروبی با استقبال مردم مواجه شد، اما دقایقی بعد بر اثر حمله‌ی لباس‌شخصی‌ها و نیروهای انتظامی، ناگزیر به ترک محل شد. طبق اطلاعات نزدیکان آقای کروبی، چند گلوله‌ی گاز اشک‌آور مستقیما به سوی وی شلیک شد. دو تن از محافظان کروبی در این حادثه زخمی شدند که یکی از آنها به بیمارستان منتقل شد.

جلوگیری از حضور موسوی

به گزاش وب‌سایت خبری "کلمه"، صبح چهارشنبه ده‌ها موتورسوار با لباس شخصی و تجهیزات کامل در مقابل درهای ورودی فرهنگستان هنر تجمع کرده و با همراهی یگان ویژه به شعار علیه موسوی پرداختند. روشن نیست این نیروها چگونه از حضور میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر مطلع شده‌اند.

طبق این گزارش، لباس‌شخصی‌ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند، اما کمی بعد عقب نشستند. با این حال اتومبیل حامل میرحسین موسوی به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.

در خبر دیگر راجع به حوادث روز ۱۳ آبان در تهران، وب‌سایت‌های خبری نزدیک به اصلاح‌طلبان نوشته‌اند، دکتر حبیب‌الله پیمان، عضو شورای رهبری ملی‌ - مذهبی‌ها و عضو رهبری جنبش مسلمانان مبارز نیز از سوی لباس‌شخصی‌ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. وی همراه همسرش بوده و بر اثر حمله‌ی حامیان دولت، عینک‌اش شکسته و از ناحیه سر مجروح شده است.

با این حال مخالفان دولت به حضور و راهپیمایی در خیایان‌های مرکزی پایتخت ادامه دادند. محدوده خیابان‌های مفتح، پل کریم‌خان، مقابل درب اصلی دانشگاه تهران و نیز خیابان‌های کارگر و ولی‌عصر، از جمله محل‌های تجمع حامیان سبزها در روز ۱۳ آبان گزارش شده است.

خبرگزای دولتی ایرنا، از تجمع شماری از معترضان در مقابل دفتر این خبرگزاری، واقع در تقاطع خیابان ولیعصر با فاطمی، خبر داده است. ایرنا این افراد را "فتنه‌گران سبزپوش" خوانده و نوشته است، آنها شعار می‌دادند: "ننگ ما، صدا و سیمای ما" و "درغگو، دروغگو"، "مرگ بر دیكتاتور" و "یاحسین میر حسین"...

بر اساس گزارش‌های تایید نشده، در حملات نیروهای انتظامی و امنیتی به مردم، شماری زخمی و تعدادی نیز بازداشت شده‌اند. اما هنوز آمار دقیقی در این باره در دست نیست.

مراسم دولتی ۱۳آبان

مراسم دولتی ۱۳ آبان در مقابل سفارت آمریکا در تهران با سخنرانی حداد عادل، نماینده‌ی تهران در مجلس شورای اسلامی، برگزار شد. به گزارش رسانه‌های ایران، دانش‌آموزانی که با اتوبوس به محل آورده شده بودند، همراه مربیان خود علیه آمریکا و اسرائیل شعار می‌دادند. گروه‌هایی از مردم و كاركنان ادارات نیز در این مراسم حضور یافته بودند.

حداد عادل در سخنرانی‌اش از سیاست‌های آمریکا در کشورهای مختلف جهان انتقاد کرد. او گفت: «سخن ما با دولتمردان آمریکا این است که ما را از تحریم نترسانید، زیرا ملت ایران آماده فداکاری است و تحریم‌های شما همانگونه که در ۳۰ سال گذشته ملت را از پا نیانداخت هم‌اکنون نیز ملت ما پاسخ جنگ نرم شما را با سلاح بصیرت خواهند داد.»

قطع ارتباطات

از نخستین ساعات روز چهارشنبه، هم‌زمان با شروع تجمع‌ها در خیابان‌های پایتخت، ارتباطات تلفن‌های موبایل در برخی مناطق تهران قطع و در برخی مناطق نیز با اختلال شدیدی مواجه شد.

همچنین بسیاری از وبلاگ‌ها و سایت‌های حامی سبزها در اینترنت که خبرهای روز ۱۳ آبان را پوشش می‌دادند، برخی بطور موقت و برخی نیز بطور کامل از دسترس کاربران خارج شدند. به نوشته سایت "تابناک"، این سایت‌ها و وبلاگ‌ها، برخی با هک و برخی دیگر با اختلال در سرویس سایت میزبان روبه‌رو شده‌اند. در برخی از این وبلاگ‌ها و سایت‌ها، کاربران هنگام مراجعه، با عبارت «جنبش سبز نبوی» روبرو می‌شوند.

سرویس‌های ای‌میل شرکت‌های یاهو (yahoo)، هات میل (hotmail) و جی‌میل (Gmail) نیز در تهران و برخی شهرهای بزرگ کشور روز چهارشنبه از کار افتاد.

سیستم حمل و نقل شهری نیز روز چهارشنبه تغییر کرده بود و از صبح ۱۳ آبان اعلام شد که قطارهای مترو در ایستگاه‌های هفت تیر، طالقانی، دروازه دولت و فردوسی، در طول راهپیمایی دولتی ۱۳ آبان بسته خواهد بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

گروگانگیری کاری نسنجیده و زیانبار بود

 جای تردید نیست که در راه پر پیچ و خم سیاست همواری و ناهمواری فراوانست و در هر مرحله با دوراندیشی و درایت و رعایت ملاحظه باید گام برداشت . اتخاذ سیاستی که با خردورزی سازگار نباشد ، غیر از زیان ، آن هم زیان های      جبران ناپذیر چیز دیگری ببار نخواهد آورد .

جمهوری اسلامی در سیزدهم آبانماه 1358 مرتکب اشتباهی در ارزیابی سیاست شد و اقدام به گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا نمود و مجوز این کار غیرعادی و نامتعارف را جاسوس بودن آنان و سفارتخانه آمریکا را جاسوسخانه نامید .

این اقدام ناروا که با هیچ یک از موازین و مقررات دیپلماتیک سازگاری نداشت برای جهانیان شگفت انگیز و نفرت آمیز   می نمود زیرا اولااین توهینی بزرگ تلقی می شد نسبت به همه کسانی که در سفارتخانه های کشورهای جهان مقامات سیاسی را تصدی میکردند و با این ترتیب کارمندان سفارتخانه های ما هم مشمول این توهین می شدند .

ثانیا تجاوز به سفارتخانه یک کشور که به منزله خاک آن کشور است اعلان جنگ تلقی می شود و پی آمدهای ناگوار دارد . آشکار است که این کار ممنوع و نامتعارف که از سوی جوانان احساساتی و خونین دل از بابت سیاست آمریکا صورت گرفت شاید با ادامه دو سه روز ، تنبیهی برای آمریکا و تسکینی برای جوانان به ظهور میرسانید و این رویداد بدون هیاهوی بسیار پایان می گرفت . متاسفانه کار جمهوری اسلامی در مدتی دراز ( 444 روز ) با نپذیرفتن هیچ گونه میانجی گری که از طرف کشورها و شخصیت های نامی زمان انجام گرفت کار را به مخاصمت و قطع رابطه سیاسی بین دو کشور کشانید و پی آمدهای ناگواری را به دنبال آورد که به هیچ روی با هوشمندی سیاسی و منطق اجتماعی هماهنگ نبود و جز ضررهای بی شمار همراه نداشت .

زیانهای ناشی از دشمنی ایران و آمریکا از جهات گوناگون درخور یادآوریست :

الف – از لحاظ معنوی

1- موضوع گروگان گیری از نظر معنوی باعث فروریزی حیثیت سیاسی ایران در جهان گردید و به عنوان عملی دور از تمدن و واقعیات زندگی امروز و در حد کشورهای تازه به استقلال رسیده تلقی شد و ملت ایران را به سهل انگاری و بی اطلاعی از اوضاع زمان معرفی نمود .

2- تبلیغات آمریکا علیه ایران از راه تهیه فیلم های توهین آمیز و نمایشنامه ها و داستانهای مسخره آمیز و کاریکاتورهای مستهجن که هدفی جز بی آبرو کردن ایرانیان نداشت در مسیر این دشمنی بود و پاره ای از     اهانت ها درباره اسلام را نیز باید به آنها افزود .

3- تمایل آمریکا به درگیری و جنگ بین ایران و عراق و یاری کردن آن سرزمین که غیر از ضایعات انسانی و از بین رفتن صدها هزار مجروح و معلول میدان های جنگ ، موجب بیماریهای عصبی و روانی زاییده از بمبارانهای شیمیایی و موشک اندازی های گاه و بیگاه عراق در شهروندان ایران گردید و عوارض منفی آن سالها به درازا خواهد کشید .

4- ادامه این چالشگری موجب روی آوردن جمع کثیری ازمغزهای متفکرو تحصیل کرده های ناراضی وزندانیان رهائی یافته به آمریکا وپناه یافتن آنان درآن سرزمین گردید واز این بابت زیانهای بزرگ  معنوی پدیدآورد.

ب- ازلحاظ اقتصادی

از لحاظ جنبه ی اقتصادی زیانهای ناشی از گروگان گیری غیرقابل احتساب است و سالها تحقیق باید کرد تا بتوان به ارزیابی ضررهای آن دست یافت . از آن جمله است

 1- بلوکه شدن مبلغ 24 میلیارد دلار در حساب بانکی ایران در آمریکا که پس از قطع رابطه ی سیاسی بین دو کشور انجام گرفت و هر فرد یا شرکتی که ادعای مالی علیه ایران دلشت با موافقت آمریکا به تقدیم دادخواست به دیوان لاهه پرداخت و مبلغ مهمی از آن را نصیب خود کرد چنانکه حکم خوان یغما را پیدا نمود و مبلغ پنج شش میلیارد باقی مانده را هم آمریکا هنوز در بانکهای خود نگهداشته و به ایران پس نمی دهد .

2- وقوع جنگ بین ایران وعراق هرچند عوامل متعدد داشت اما تمایل آمریکا به کمک رسانی به عراق را در این حادثه نادیده نمیتوان انگاشت و پی آمدهای این جنگ افزون بر ضایعات بسیار جانی که بالغ بر نزدیک یک میلیون و پانصد هزار تن میباشد بیش از هزار میلیارد دلار خسارت مالی به بار آورده است که جبرانش به هیچ وجه در حیطه ی امکان نمی باشد .

3- اصرار به دامن زدن به دشمنی با آمریکا موجب آن شده است که دولت ایران درصدد پیدا کردن هواداران و یاوران سیاسی برای خود در جهان باشد وبرای توفیق در این راه اقدام به مددرسانی مالی نسبت به حزب الله لبنان و سوریه و بسیاری از کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین و حماس در فلسطین نماید و با کشورهایی که اختلافاتی با آمریکا دارند ایجاد ارتباط دوستانه کرده ، به تغذیه ی مالی آنها بپردازد .

4- دولت ناچار است سالانه مبالغ کلانی صرف مداوا و پرستاری مجروحان جنگ و تغذیه عده زیادی جانباز و معلول نماید و برای بازماندگان شهیدان ، بنیاد شهید تاسیس کند که اینها همه از تبعات جنگی است که جمهوری اسلامی آن را تحمیلی می داند .

5- خصومت با آمریکا موجب قطع روابط تجاری و عدم صدور صادرات ایران به آن کشور شده و نیز باعث تحریم بسیاری از کالاهای مورد نیاز ایران از سوی آمریکا گردیده و ناگزیر خریداری آنها از دست دوم و سوم مبالغ هنگفتی را از چنگ ایران بدر برده و می برد .

6- وجود این چالشگری انگیزه ی آن شد که جمهوری اسلامی نسبت به روسیه که سالهاست روابط چندان خوبی با آمریکا ندارد گرایشی فراتر از ارتباط سیاسی دوستانه پیدا کرد و روسیه از نرمخویی و دلبستگی و حریم دادن جمهوری اسلامی سوء استفاده کرده از آبهای دریای مازندران آنچه از سهم خود باید به کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی بدهد از آبهای متعلق به ایران داد و به نیمی از دریا که بر طبق عهدنامه های 1921 و 1940 به ایران تعلق داشت دست تصرف انداخت . در نتیجه ی همین تیرگی روابط بود که خط لوله نفت کشورهای آسیای مرکزی که قرار بود از راه ایران به کشورهای دیگر جهان نفت برساند ، از مسیر دیگر کشیده شد و مبالغ کلانی که بایستی به کیسه ایران فرو می ریخت بهره ی دیگران گردید .

جبهه ملی ایران با وجود اعتراض شدیدی که به مناسبت مباشرت آمریکا در کودتای 28 مرداد 1332 نسبت به آن کشورداشت در آبانماه 1358 با گروگان گیری مخالفت کرد و در بیانیه ها و روزنامه پیام جبهه ملی این مخالفت را با دلایل استوار و پیش بینی مضرات آن منعکس ساخت . هم اکنون جبهه ملی ایران معتقد است که کشور ما برای پیش گیری از ادامه ی ضررهای ناشی از گروگان گیری و خصومت باب روابط دوستانه و تعامل را با آمریکا بگشاید و در آینده از گزند دشمنی ها و چالش ها و موذیگری های او بپرهیزد .

داشتن ارتباط دوستانه ی متقابل با همه ی کشورهای جهان بدون تن دادن به هیچ گونه تحمیل و باج خواهی ، راه درست برای حفظ استقلال و تمامیت کشور و تامین منافع ملی است .

                                                              تهران – دوازدهم آبانماه 1388 

                                                                     جبهه ملی ایران      

 

 

      

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 5:23 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

شصتمین سال

 شصت سال قبل زمانیکه ملت ایران در چنگال استعمار خارجی واستبداد داخلی دست و پا میزد ومحمدرضا شاه با برپا کردن مجلس موسسان قلابی وافزودن به اختیارات خودآشکارا قدم درجاده دیکتاتوری وپایما ل کردن حقوق ملت نهاده بود، دکترمصدق رهبر نهضت ملی ایران برای استقلال وآزادی واستیفای حقوق وآزادیهای ملت ایران قیام کرد.  مصدق  و نوزده نفر همراهان او پس ازچهار روز تحصن بی نتیجه درکاخ مرمر که بعنوان اعتراض به تقلب درانتخابا ت دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بعمل آوردند سرانجام در روز اول آبانماه 1328 درمنزل دکترمصدق تجمع پیداکرده وتا سیس سازمان جبهه ملی ایران رااعلام داشتند. دراثرمقاومت و ادامه مبارزات دکترمصدق وجبهه ملی انتخابا ت تهران باطل اعلام شد ودر

انتخابات مجدد هشت نفر ازکاندیداهای جبهه ملی بارای مردم تهران به مجلس راه یافتندوهمین فراکسیون جبهه ملی در مجلس شانزدهم بود که قانون ملی شدن نفت درسراسرکشور را با پشتیبانی قاطع ملت ایران به تصویب نهائی رسانید وسپس دکترمصدق رهبر جبهه ملی ایران برای اجراء کردن قانون ملی شدن نفت قبول مسئولیت نموده ودردهم اردیبهشت1330 دولت ملی زمام اموررا دردست گرفت . دولت ملی مصدق به سرعت موفق شد ازشرکت غاصب نفت انگلیس خلع یدبعمل آوردوبا عملی کردن ملی شدن نفت به آرزوی دیرین ملت ایران جامه عمل بپوشاند وازنظررعایت موازین دموکراسی وحقوق بشرموفق شد الگوئی بینظیردرتاریخ ایران وکم نظیر درمنطقه وجهان به نما یش بگذارد. ودر نتیجه قطع نفوذ استعماروایجاد فضای آزاد و دموکراتیک وپاکیزگی وسلامت مالی صاحبان مقامات دولتی  توانست بدون صدورنفت بیلان اقتصادی رامثبت نموده وشکوفائی اقتصادی برای کشوربه ارمغان آورد. همه این اقدامات برای قدرت های استعماری جهان وایادی داخلی آنها تحمل ناپذیر بود لذاطرح کودتای انگلیسی وآمریکائی که اتحادشوروی هم بر آن مهر تایید نهاده بود با همکاری مزدوران داخلی آنها بویژه دربارپهلوی در28 مرداد32 باجراءدرآمد ودولت ملی مصدق سرنگون شد. مصدق وبسیاری ازیاران اودرجبهه ملی به زندان افتادند. ولی از فردای این کودتای ننگین نیروهای جبهه ملی ایران درقالب نهضت مقاومت ملی مبارزه ای سخت وگسترده را با کودتا آغازکردند که چندسالی ادامه یافت.

چگونگی این مبارزات برگ های زرینی ازتاریخ مبارزات آزادیخواهانه واستقلال طلبانه  ملت ایران را تشکیل میدهد . درروز سی ام تیرسال 39 زمانی که مبارزات نهضت مقاومت ملی دراثر سرکوب ها وشرایط اختناق شدید به کمرنگی گرائیده بود بازهم یاران مصدق وهمان نیروهای نهضت مقاومت ملی گردهم آمده و پرچم جبهه ملی ایران رابرافراشتند. این دوره ازمبارزات جبهه ملی ایران به سرعت گسترده گردید. هزاران نفرازنیروهای این سازمان ازاقشار مختلف مردم دردانشگاه ها ودبیرستان ها، بازارها وادارات ومحلات در تهران وشهرستانها ودرخارج ازکشورمتشکل شدند وضربات سنگینی بر پیکر رژیم استبدادی شاه فرود آوردند. دردیماه 1341 کنگره سراسری جبهه ملی ایران درتهران برپا گردید و170 نفرازنمایندگان منتخب سازمان های جبهه ملی ایران ازسراسرکشوروخارج ازکشوردرکنگره گردآمده اساسنامه ومنشور جدید جبهه ملی را تدوین وتصویب کردند و سی وپنج نفر اعضای شورای مرکزی راانتخاب نمودند. موفقیت های همه جانبه جبهه ملی ایران درآن زمان وباطل شدن دو انتخابات زمستانی وتابستانی مجلس دراثر اعتراضات وتظاهرات پیگیر جبهه ملی برای  شاه واربابان خارجی اوتحمل ناپذیرو وحشت انگیزبودلذا تصمیم به مقابله جدی با این سازمان راگرفتند. برخورد رودر روبا جبهه ملی برای آنان نتیجه ای دربر نداشت وموجب قدرتمندتر شدن جبهه ملی میگردید بنا براین تخریب ازداخل وانفجارازدرون دردستورکارآنها قرارگرفت کوتاه فکری ها وتنگ نظریهای برخی افرادواحزاب که نتیجه کنگره دلخواهشان نبودازدرون تشکیلات وخصومت عده ای دیگر ازبیرون کارخودراکرد وشورای مرکزی منتخب کنگره به  احترام دکترمصدق رهبرجبهه ملی ایران که مورد مراجعه وشکوه مخالفین حا لت سازمانی و تشکیلاتی جبهه ملی قرارگرفته بود توقف خودرا اعلام نمود و شورای جانشین که کوشش شداز نمایندگان احزاب بوجود آیدنیز نتوانست به تفاهم وانسجام برسدوفعالیت جبهه ملی را تداوم بخشد ومسلم است که کند شدن فعالیت یک سازمان ترقیخواه ومعتقد به دموکراسی ما نند جبهه ملی ازسال 43 تا سال 56 چه اثرات منفی عظیمی درروند حوادث انقلاب ونتایج آن و سرنوشت این ملت دربرداشت . درسال56 با دعوت دکترکریم سنجابی عده ای از اعضای  شورای مرکزی منتخب کنگره همراه برخی شخصیت های ملی دیگرمجدداشورای مرکزی جبهه ملی ایران را تشکیل ومبارزه علیه دستگاه استبدادی  شاه را تا پیروزی انقلاب ادامه دادند. پس ازپیروزی انقلاب دولت موقت ظاهرا توسط نیروهای ملی ازجمله چند تن ازاعضای جبهه ملی تشکیل گردید ولی باطنا نیروهای    بی صلاحیت دیگری ازپشت صحنه سکان اداره امور را دردست داشته وازماوراء دولت موقت حکمرانی میکردند . جبهه ملی

پنج روزپس ازپیروزی انقلاب طی بیانیه مفصلی طرح انتقال قدرت به ملت راکه  متضمن جهت یافتن انقلاب به سمت دموکراسی وحاکمیت ملی بودارائه نمود که تشنگان قدرت به آن وقعی ننهادند . دخالت های ناروای اقتدارگرایان وانحصارطلبان بیگانه با دموکراسی وحاکمیت ملی درکار دولت واداره مملکت خیلی زود به نیروهای ملی فهماند که انقلاب ازمسیر خواستهای ملت واهداف اولیه خود منحرف شده است . حدود یک ماه پس ازپیروزی انقلاب  دکتر سنجابی با استعفای خود ازدولت اولین هشداررا به مردم ایران داد وزنگ خطربیراهه رفتن انقلاب رابه صدا درآورد وجبهه ملی باتمام قوا برای جلوگیری ازگرایشات استبدادی و واپس گرایانه وبرکرسی نشاندن آزادی وحاکمیت ملی کوشید . راهپیمائی ها ومیتینگ ها وانتشار 77 شماره روزنامه رسمی پیام جبهه ملی ودهها بیانیه واعلامیه ومصاحبه مطبوعاتی که همگی دراعتراض به روند مسائل کشور بودا زافتخارات جبهه ملی درآن دوسا ل اول پس ازپیروزی انقلاب است تا سرانجام حاکمیت جمهوری اسلامی این مواضع وروشنگری ها و اقبال مردم به سوی جبهه ملی را برنتابید ودرروز 25 خرداد 1360 که سراسرتهران برای  حمایت ازجبهه ملی وشرکت درفراخوان آن به حال تعطیل درآمده بود چاره ای جز بکاربردن حربه تکفیر وارتداد نیافت وپس ازاین یورش سنگین حاکمیت ، صدها تن ازنیروهای جبهه ملی درسراسرکشوربزندان افتادند ویابه زندگی مخفی روی آوردند ودهها نفر مجبور به جلای وطن شدند ولی این بارجبهه ملی با همه این فشارها متوقف نگردید وسازمان های جبهه ملی هرچند با محدودیت به حفظ ارتباط وحضوردرمراسم مختلف وتداوم دادن به کارتشکیلاتی ادامه داد و اعلامیه ها ونشریاتی ماندگار منتشرکرد . درسال 1364 و در بحبوحه جنگ ، باقیمانده اعضای شورای مرکزی داخل کشورکه اززندان بیرون بودند دریک جلسه فوق العاده پس ازبحث و بررسی مفصل به این جمع بندی رسیدند که تا کشور درحال جنگ بادشمن خارجی است جبهه  ملی ایران باید فقط به کار تشکیلاتی خود بپردازدوازبرخورد ومبارزه علنی با  حاکمیت موقتا خودداری نماید. درسالهای پس ازجنگ همچنان اعضای جبهه ملی ایران به تلاش وکوشش های آزادیخواهانه خود مقتضی بازمان ادامه دادند. درسال 72  استاد عبدالعلی ادیب برومند عضو هیئت رهبری بادعوت ازاعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران جلسات شورا را بطور منظم برقرارنمود. طی این 16 سال علیرغم اینکه همواره سایه شمشیرداموکلس ارتداد برسر جبهه ملی سایه افکن بوده است جبهه ازهیچگونه اظهارنظر صریح درباره مسائل مملکت و کج رویها وسوء مدیریتها وروش های استبدادی حاکمیت جمهوری اسلامی خودداری ننموده وصدها اعلامیه ونشریه درزمینه های مختلف منتشرنموده است . درآبانماه 1382 پلنوم  جبهه ملی ایران با حضور80 نفرنمایندگان سازمانها واحزاب جبهه ملی ازسراسر کشورتشکیل گردید و35 نفراعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران راانتخاب نمود واساسنامه ومنشور جبهه ملی رامورد بازنگری قرارداد. درهفت اصل اعتقادی جبهه ملی مندرج دراساسنامه برآزادی ، استقلال ،عدالت اجتماعی ،نظام جمهوری ،جدائی دین ازحکومت، حفظ تمامیت ارضی وحراست ازفرهنگ وادب ایرانی تاکیدگردیده است. جبهه ملی ایران همچنان باتاکید براصول اعتقادی خود در راه اعتلا وشکوفائی این مرزوبوم و درجهت استقرار حاکمیت ملی تلاش میکندوازجنبش آزادیخواهانه جاری درکشورپشتیبانی نموده ودربه ثمررسانیدن این جنبش مردمی ازهیچ کوششی دریغ نخواهدنمود.

 

 

درود بر بنیانگذار و رهبر جبهه ملی ایران دکتر محمد مصدق .

درود برهمه رهبران و ناموران درگذشته جبهه ملی که زندگی خود را در راه رسیدن به آرمانهای جبهه ملی ایران به پایان بردند .

 دکترحسین فاطمی ، الهیارصالح ، دکتر کریم سنجابی ، دکترغلامحسین صدیقی ، محمود نریمان ،     دکترعلی شایگان ، اصغرپارسا ، دکترمهدی آذر، مهندس مهدی بازرگان ، دکتریدالله سحابی، آیت الله طالقانی، آیت الله زنجانی ، دکترشمس الدین امیرعلائی ، حسن میرمحمد صادقی ، دکترشاپوربختیار،                     مهندس احمدزیرک زاده ، مهندس جهانگیرحق شناس ، باقرکاظمی ، مهندس کاظم حسیبی ،        دکترمحمدعلی خنجی ، حاج محمدحسن شمشیری، غلامرضا تختی ،حاج قاسم لباسچی ،داریوش فروهر، پروانه فروهر ،دکتر مسعودحجازی ،علی اردلان ،دکتر پرویزورجاوند، مهندس نظام الدین موحد ،             حسن خرمشاهی ،محمدعلی کشاورزصدر، دکتر یوسف جلالی ،سرهنگ ناصرمجللی ، حاج حسن قاسمیه، مهدی غضنفری ، دکترغلامرضا قاضی مقدم ، حشمت الله خیاط زاده ، غلامرضا رحیم

                                                                      

                                                      تهران – دهم آبانماه 1388

                                                        جبهه ملی ایران

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   |