تبليغاتX
جبهه ملی ایران خارج کشورانگلستان-امر یکا
المان_امریکا_فرانسه_قبرس


تظاهرات مخالفان علیرغم حمله نیروهای دولتی

دویچه وله: بنا به گزارش‌های رسیده از تهران، نیروهای انتظامی با حضور در خیابان‌های منتهی به سفارت سابق آمریکا در تهران، مانع از تجمع و راهپیمایی مخالفان دولت به این محل شدند. خیابان‌های منتهی به سفارت روسیه نیز مسدود شده و نیروهای امنیتی زیادی در مقابل سفارت روسیه مستقر شده بودند.

بنا به این گزارش‌ها، افراد لباس‌شخصی و نیروهای انتظامی از باتوم، چماق و گاز اشک‌آور برای حمله به مردم و متفرق کردن آنها استفاده می‌کردند. در میدان هفت تیر تهران، حضور مهدی کروبی با استقبال مردم مواجه شد، اما دقایقی بعد بر اثر حمله‌ی لباس‌شخصی‌ها و نیروهای انتظامی، ناگزیر به ترک محل شد. طبق اطلاعات نزدیکان آقای کروبی، چند گلوله‌ی گاز اشک‌آور مستقیما به سوی وی شلیک شد. دو تن از محافظان کروبی در این حادثه زخمی شدند که یکی از آنها به بیمارستان منتقل شد.

جلوگیری از حضور موسوی

به گزاش وب‌سایت خبری "کلمه"، صبح چهارشنبه ده‌ها موتورسوار با لباس شخصی و تجهیزات کامل در مقابل درهای ورودی فرهنگستان هنر تجمع کرده و با همراهی یگان ویژه به شعار علیه موسوی پرداختند. روشن نیست این نیروها چگونه از حضور میرحسین موسوی در فرهنگستان هنر مطلع شده‌اند.

طبق این گزارش، لباس‌شخصی‌ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند، اما کمی بعد عقب نشستند. با این حال اتومبیل حامل میرحسین موسوی به دلیل ممانعت نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.

در خبر دیگر راجع به حوادث روز ۱۳ آبان در تهران، وب‌سایت‌های خبری نزدیک به اصلاح‌طلبان نوشته‌اند، دکتر حبیب‌الله پیمان، عضو شورای رهبری ملی‌ - مذهبی‌ها و عضو رهبری جنبش مسلمانان مبارز نیز از سوی لباس‌شخصی‌ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. وی همراه همسرش بوده و بر اثر حمله‌ی حامیان دولت، عینک‌اش شکسته و از ناحیه سر مجروح شده است.

با این حال مخالفان دولت به حضور و راهپیمایی در خیایان‌های مرکزی پایتخت ادامه دادند. محدوده خیابان‌های مفتح، پل کریم‌خان، مقابل درب اصلی دانشگاه تهران و نیز خیابان‌های کارگر و ولی‌عصر، از جمله محل‌های تجمع حامیان سبزها در روز ۱۳ آبان گزارش شده است.

خبرگزای دولتی ایرنا، از تجمع شماری از معترضان در مقابل دفتر این خبرگزاری، واقع در تقاطع خیابان ولیعصر با فاطمی، خبر داده است. ایرنا این افراد را "فتنه‌گران سبزپوش" خوانده و نوشته است، آنها شعار می‌دادند: "ننگ ما، صدا و سیمای ما" و "درغگو، دروغگو"، "مرگ بر دیكتاتور" و "یاحسین میر حسین"...

بر اساس گزارش‌های تایید نشده، در حملات نیروهای انتظامی و امنیتی به مردم، شماری زخمی و تعدادی نیز بازداشت شده‌اند. اما هنوز آمار دقیقی در این باره در دست نیست.

مراسم دولتی ۱۳آبان

مراسم دولتی ۱۳ آبان در مقابل سفارت آمریکا در تهران با سخنرانی حداد عادل، نماینده‌ی تهران در مجلس شورای اسلامی، برگزار شد. به گزارش رسانه‌های ایران، دانش‌آموزانی که با اتوبوس به محل آورده شده بودند، همراه مربیان خود علیه آمریکا و اسرائیل شعار می‌دادند. گروه‌هایی از مردم و كاركنان ادارات نیز در این مراسم حضور یافته بودند.

حداد عادل در سخنرانی‌اش از سیاست‌های آمریکا در کشورهای مختلف جهان انتقاد کرد. او گفت: «سخن ما با دولتمردان آمریکا این است که ما را از تحریم نترسانید، زیرا ملت ایران آماده فداکاری است و تحریم‌های شما همانگونه که در ۳۰ سال گذشته ملت را از پا نیانداخت هم‌اکنون نیز ملت ما پاسخ جنگ نرم شما را با سلاح بصیرت خواهند داد.»

قطع ارتباطات

از نخستین ساعات روز چهارشنبه، هم‌زمان با شروع تجمع‌ها در خیابان‌های پایتخت، ارتباطات تلفن‌های موبایل در برخی مناطق تهران قطع و در برخی مناطق نیز با اختلال شدیدی مواجه شد.

همچنین بسیاری از وبلاگ‌ها و سایت‌های حامی سبزها در اینترنت که خبرهای روز ۱۳ آبان را پوشش می‌دادند، برخی بطور موقت و برخی نیز بطور کامل از دسترس کاربران خارج شدند. به نوشته سایت "تابناک"، این سایت‌ها و وبلاگ‌ها، برخی با هک و برخی دیگر با اختلال در سرویس سایت میزبان روبه‌رو شده‌اند. در برخی از این وبلاگ‌ها و سایت‌ها، کاربران هنگام مراجعه، با عبارت «جنبش سبز نبوی» روبرو می‌شوند.

سرویس‌های ای‌میل شرکت‌های یاهو (yahoo)، هات میل (hotmail) و جی‌میل (Gmail) نیز در تهران و برخی شهرهای بزرگ کشور روز چهارشنبه از کار افتاد.

سیستم حمل و نقل شهری نیز روز چهارشنبه تغییر کرده بود و از صبح ۱۳ آبان اعلام شد که قطارهای مترو در ایستگاه‌های هفت تیر، طالقانی، دروازه دولت و فردوسی، در طول راهپیمایی دولتی ۱۳ آبان بسته خواهد بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 1:15 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

گروگانگیری کاری نسنجیده و زیانبار بود

 جای تردید نیست که در راه پر پیچ و خم سیاست همواری و ناهمواری فراوانست و در هر مرحله با دوراندیشی و درایت و رعایت ملاحظه باید گام برداشت . اتخاذ سیاستی که با خردورزی سازگار نباشد ، غیر از زیان ، آن هم زیان های      جبران ناپذیر چیز دیگری ببار نخواهد آورد .

جمهوری اسلامی در سیزدهم آبانماه 1358 مرتکب اشتباهی در ارزیابی سیاست شد و اقدام به گروگان گیری کارکنان سفارت آمریکا نمود و مجوز این کار غیرعادی و نامتعارف را جاسوس بودن آنان و سفارتخانه آمریکا را جاسوسخانه نامید .

این اقدام ناروا که با هیچ یک از موازین و مقررات دیپلماتیک سازگاری نداشت برای جهانیان شگفت انگیز و نفرت آمیز   می نمود زیرا اولااین توهینی بزرگ تلقی می شد نسبت به همه کسانی که در سفارتخانه های کشورهای جهان مقامات سیاسی را تصدی میکردند و با این ترتیب کارمندان سفارتخانه های ما هم مشمول این توهین می شدند .

ثانیا تجاوز به سفارتخانه یک کشور که به منزله خاک آن کشور است اعلان جنگ تلقی می شود و پی آمدهای ناگوار دارد . آشکار است که این کار ممنوع و نامتعارف که از سوی جوانان احساساتی و خونین دل از بابت سیاست آمریکا صورت گرفت شاید با ادامه دو سه روز ، تنبیهی برای آمریکا و تسکینی برای جوانان به ظهور میرسانید و این رویداد بدون هیاهوی بسیار پایان می گرفت . متاسفانه کار جمهوری اسلامی در مدتی دراز ( 444 روز ) با نپذیرفتن هیچ گونه میانجی گری که از طرف کشورها و شخصیت های نامی زمان انجام گرفت کار را به مخاصمت و قطع رابطه سیاسی بین دو کشور کشانید و پی آمدهای ناگواری را به دنبال آورد که به هیچ روی با هوشمندی سیاسی و منطق اجتماعی هماهنگ نبود و جز ضررهای بی شمار همراه نداشت .

زیانهای ناشی از دشمنی ایران و آمریکا از جهات گوناگون درخور یادآوریست :

الف – از لحاظ معنوی

1- موضوع گروگان گیری از نظر معنوی باعث فروریزی حیثیت سیاسی ایران در جهان گردید و به عنوان عملی دور از تمدن و واقعیات زندگی امروز و در حد کشورهای تازه به استقلال رسیده تلقی شد و ملت ایران را به سهل انگاری و بی اطلاعی از اوضاع زمان معرفی نمود .

2- تبلیغات آمریکا علیه ایران از راه تهیه فیلم های توهین آمیز و نمایشنامه ها و داستانهای مسخره آمیز و کاریکاتورهای مستهجن که هدفی جز بی آبرو کردن ایرانیان نداشت در مسیر این دشمنی بود و پاره ای از     اهانت ها درباره اسلام را نیز باید به آنها افزود .

3- تمایل آمریکا به درگیری و جنگ بین ایران و عراق و یاری کردن آن سرزمین که غیر از ضایعات انسانی و از بین رفتن صدها هزار مجروح و معلول میدان های جنگ ، موجب بیماریهای عصبی و روانی زاییده از بمبارانهای شیمیایی و موشک اندازی های گاه و بیگاه عراق در شهروندان ایران گردید و عوارض منفی آن سالها به درازا خواهد کشید .

4- ادامه این چالشگری موجب روی آوردن جمع کثیری ازمغزهای متفکرو تحصیل کرده های ناراضی وزندانیان رهائی یافته به آمریکا وپناه یافتن آنان درآن سرزمین گردید واز این بابت زیانهای بزرگ  معنوی پدیدآورد.

ب- ازلحاظ اقتصادی

از لحاظ جنبه ی اقتصادی زیانهای ناشی از گروگان گیری غیرقابل احتساب است و سالها تحقیق باید کرد تا بتوان به ارزیابی ضررهای آن دست یافت . از آن جمله است

 1- بلوکه شدن مبلغ 24 میلیارد دلار در حساب بانکی ایران در آمریکا که پس از قطع رابطه ی سیاسی بین دو کشور انجام گرفت و هر فرد یا شرکتی که ادعای مالی علیه ایران دلشت با موافقت آمریکا به تقدیم دادخواست به دیوان لاهه پرداخت و مبلغ مهمی از آن را نصیب خود کرد چنانکه حکم خوان یغما را پیدا نمود و مبلغ پنج شش میلیارد باقی مانده را هم آمریکا هنوز در بانکهای خود نگهداشته و به ایران پس نمی دهد .

2- وقوع جنگ بین ایران وعراق هرچند عوامل متعدد داشت اما تمایل آمریکا به کمک رسانی به عراق را در این حادثه نادیده نمیتوان انگاشت و پی آمدهای این جنگ افزون بر ضایعات بسیار جانی که بالغ بر نزدیک یک میلیون و پانصد هزار تن میباشد بیش از هزار میلیارد دلار خسارت مالی به بار آورده است که جبرانش به هیچ وجه در حیطه ی امکان نمی باشد .

3- اصرار به دامن زدن به دشمنی با آمریکا موجب آن شده است که دولت ایران درصدد پیدا کردن هواداران و یاوران سیاسی برای خود در جهان باشد وبرای توفیق در این راه اقدام به مددرسانی مالی نسبت به حزب الله لبنان و سوریه و بسیاری از کشورهای آفریقا و آمریکای لاتین و حماس در فلسطین نماید و با کشورهایی که اختلافاتی با آمریکا دارند ایجاد ارتباط دوستانه کرده ، به تغذیه ی مالی آنها بپردازد .

4- دولت ناچار است سالانه مبالغ کلانی صرف مداوا و پرستاری مجروحان جنگ و تغذیه عده زیادی جانباز و معلول نماید و برای بازماندگان شهیدان ، بنیاد شهید تاسیس کند که اینها همه از تبعات جنگی است که جمهوری اسلامی آن را تحمیلی می داند .

5- خصومت با آمریکا موجب قطع روابط تجاری و عدم صدور صادرات ایران به آن کشور شده و نیز باعث تحریم بسیاری از کالاهای مورد نیاز ایران از سوی آمریکا گردیده و ناگزیر خریداری آنها از دست دوم و سوم مبالغ هنگفتی را از چنگ ایران بدر برده و می برد .

6- وجود این چالشگری انگیزه ی آن شد که جمهوری اسلامی نسبت به روسیه که سالهاست روابط چندان خوبی با آمریکا ندارد گرایشی فراتر از ارتباط سیاسی دوستانه پیدا کرد و روسیه از نرمخویی و دلبستگی و حریم دادن جمهوری اسلامی سوء استفاده کرده از آبهای دریای مازندران آنچه از سهم خود باید به کشورهای جدا شده از اتحاد شوروی بدهد از آبهای متعلق به ایران داد و به نیمی از دریا که بر طبق عهدنامه های 1921 و 1940 به ایران تعلق داشت دست تصرف انداخت . در نتیجه ی همین تیرگی روابط بود که خط لوله نفت کشورهای آسیای مرکزی که قرار بود از راه ایران به کشورهای دیگر جهان نفت برساند ، از مسیر دیگر کشیده شد و مبالغ کلانی که بایستی به کیسه ایران فرو می ریخت بهره ی دیگران گردید .

جبهه ملی ایران با وجود اعتراض شدیدی که به مناسبت مباشرت آمریکا در کودتای 28 مرداد 1332 نسبت به آن کشورداشت در آبانماه 1358 با گروگان گیری مخالفت کرد و در بیانیه ها و روزنامه پیام جبهه ملی این مخالفت را با دلایل استوار و پیش بینی مضرات آن منعکس ساخت . هم اکنون جبهه ملی ایران معتقد است که کشور ما برای پیش گیری از ادامه ی ضررهای ناشی از گروگان گیری و خصومت باب روابط دوستانه و تعامل را با آمریکا بگشاید و در آینده از گزند دشمنی ها و چالش ها و موذیگری های او بپرهیزد .

داشتن ارتباط دوستانه ی متقابل با همه ی کشورهای جهان بدون تن دادن به هیچ گونه تحمیل و باج خواهی ، راه درست برای حفظ استقلال و تمامیت کشور و تامین منافع ملی است .

                                                              تهران – دوازدهم آبانماه 1388 

                                                                     جبهه ملی ایران      

 

 

      

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 5:23 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

شصتمین سال

 شصت سال قبل زمانیکه ملت ایران در چنگال استعمار خارجی واستبداد داخلی دست و پا میزد ومحمدرضا شاه با برپا کردن مجلس موسسان قلابی وافزودن به اختیارات خودآشکارا قدم درجاده دیکتاتوری وپایما ل کردن حقوق ملت نهاده بود، دکترمصدق رهبر نهضت ملی ایران برای استقلال وآزادی واستیفای حقوق وآزادیهای ملت ایران قیام کرد.  مصدق  و نوزده نفر همراهان او پس ازچهار روز تحصن بی نتیجه درکاخ مرمر که بعنوان اعتراض به تقلب درانتخابا ت دوره شانزدهم مجلس شورای ملی بعمل آوردند سرانجام در روز اول آبانماه 1328 درمنزل دکترمصدق تجمع پیداکرده وتا سیس سازمان جبهه ملی ایران رااعلام داشتند. دراثرمقاومت و ادامه مبارزات دکترمصدق وجبهه ملی انتخابا ت تهران باطل اعلام شد ودر

انتخابات مجدد هشت نفر ازکاندیداهای جبهه ملی بارای مردم تهران به مجلس راه یافتندوهمین فراکسیون جبهه ملی در مجلس شانزدهم بود که قانون ملی شدن نفت درسراسرکشور را با پشتیبانی قاطع ملت ایران به تصویب نهائی رسانید وسپس دکترمصدق رهبر جبهه ملی ایران برای اجراء کردن قانون ملی شدن نفت قبول مسئولیت نموده ودردهم اردیبهشت1330 دولت ملی زمام اموررا دردست گرفت . دولت ملی مصدق به سرعت موفق شد ازشرکت غاصب نفت انگلیس خلع یدبعمل آوردوبا عملی کردن ملی شدن نفت به آرزوی دیرین ملت ایران جامه عمل بپوشاند وازنظررعایت موازین دموکراسی وحقوق بشرموفق شد الگوئی بینظیردرتاریخ ایران وکم نظیر درمنطقه وجهان به نما یش بگذارد. ودر نتیجه قطع نفوذ استعماروایجاد فضای آزاد و دموکراتیک وپاکیزگی وسلامت مالی صاحبان مقامات دولتی  توانست بدون صدورنفت بیلان اقتصادی رامثبت نموده وشکوفائی اقتصادی برای کشوربه ارمغان آورد. همه این اقدامات برای قدرت های استعماری جهان وایادی داخلی آنها تحمل ناپذیر بود لذاطرح کودتای انگلیسی وآمریکائی که اتحادشوروی هم بر آن مهر تایید نهاده بود با همکاری مزدوران داخلی آنها بویژه دربارپهلوی در28 مرداد32 باجراءدرآمد ودولت ملی مصدق سرنگون شد. مصدق وبسیاری ازیاران اودرجبهه ملی به زندان افتادند. ولی از فردای این کودتای ننگین نیروهای جبهه ملی ایران درقالب نهضت مقاومت ملی مبارزه ای سخت وگسترده را با کودتا آغازکردند که چندسالی ادامه یافت.

چگونگی این مبارزات برگ های زرینی ازتاریخ مبارزات آزادیخواهانه واستقلال طلبانه  ملت ایران را تشکیل میدهد . درروز سی ام تیرسال 39 زمانی که مبارزات نهضت مقاومت ملی دراثر سرکوب ها وشرایط اختناق شدید به کمرنگی گرائیده بود بازهم یاران مصدق وهمان نیروهای نهضت مقاومت ملی گردهم آمده و پرچم جبهه ملی ایران رابرافراشتند. این دوره ازمبارزات جبهه ملی ایران به سرعت گسترده گردید. هزاران نفرازنیروهای این سازمان ازاقشار مختلف مردم دردانشگاه ها ودبیرستان ها، بازارها وادارات ومحلات در تهران وشهرستانها ودرخارج ازکشورمتشکل شدند وضربات سنگینی بر پیکر رژیم استبدادی شاه فرود آوردند. دردیماه 1341 کنگره سراسری جبهه ملی ایران درتهران برپا گردید و170 نفرازنمایندگان منتخب سازمان های جبهه ملی ایران ازسراسرکشوروخارج ازکشوردرکنگره گردآمده اساسنامه ومنشور جدید جبهه ملی را تدوین وتصویب کردند و سی وپنج نفر اعضای شورای مرکزی راانتخاب نمودند. موفقیت های همه جانبه جبهه ملی ایران درآن زمان وباطل شدن دو انتخابات زمستانی وتابستانی مجلس دراثر اعتراضات وتظاهرات پیگیر جبهه ملی برای  شاه واربابان خارجی اوتحمل ناپذیرو وحشت انگیزبودلذا تصمیم به مقابله جدی با این سازمان راگرفتند. برخورد رودر روبا جبهه ملی برای آنان نتیجه ای دربر نداشت وموجب قدرتمندتر شدن جبهه ملی میگردید بنا براین تخریب ازداخل وانفجارازدرون دردستورکارآنها قرارگرفت کوتاه فکری ها وتنگ نظریهای برخی افرادواحزاب که نتیجه کنگره دلخواهشان نبودازدرون تشکیلات وخصومت عده ای دیگر ازبیرون کارخودراکرد وشورای مرکزی منتخب کنگره به  احترام دکترمصدق رهبرجبهه ملی ایران که مورد مراجعه وشکوه مخالفین حا لت سازمانی و تشکیلاتی جبهه ملی قرارگرفته بود توقف خودرا اعلام نمود و شورای جانشین که کوشش شداز نمایندگان احزاب بوجود آیدنیز نتوانست به تفاهم وانسجام برسدوفعالیت جبهه ملی را تداوم بخشد ومسلم است که کند شدن فعالیت یک سازمان ترقیخواه ومعتقد به دموکراسی ما نند جبهه ملی ازسال 43 تا سال 56 چه اثرات منفی عظیمی درروند حوادث انقلاب ونتایج آن و سرنوشت این ملت دربرداشت . درسال56 با دعوت دکترکریم سنجابی عده ای از اعضای  شورای مرکزی منتخب کنگره همراه برخی شخصیت های ملی دیگرمجدداشورای مرکزی جبهه ملی ایران را تشکیل ومبارزه علیه دستگاه استبدادی  شاه را تا پیروزی انقلاب ادامه دادند. پس ازپیروزی انقلاب دولت موقت ظاهرا توسط نیروهای ملی ازجمله چند تن ازاعضای جبهه ملی تشکیل گردید ولی باطنا نیروهای    بی صلاحیت دیگری ازپشت صحنه سکان اداره امور را دردست داشته وازماوراء دولت موقت حکمرانی میکردند . جبهه ملی

پنج روزپس ازپیروزی انقلاب طی بیانیه مفصلی طرح انتقال قدرت به ملت راکه  متضمن جهت یافتن انقلاب به سمت دموکراسی وحاکمیت ملی بودارائه نمود که تشنگان قدرت به آن وقعی ننهادند . دخالت های ناروای اقتدارگرایان وانحصارطلبان بیگانه با دموکراسی وحاکمیت ملی درکار دولت واداره مملکت خیلی زود به نیروهای ملی فهماند که انقلاب ازمسیر خواستهای ملت واهداف اولیه خود منحرف شده است . حدود یک ماه پس ازپیروزی انقلاب  دکتر سنجابی با استعفای خود ازدولت اولین هشداررا به مردم ایران داد وزنگ خطربیراهه رفتن انقلاب رابه صدا درآورد وجبهه ملی باتمام قوا برای جلوگیری ازگرایشات استبدادی و واپس گرایانه وبرکرسی نشاندن آزادی وحاکمیت ملی کوشید . راهپیمائی ها ومیتینگ ها وانتشار 77 شماره روزنامه رسمی پیام جبهه ملی ودهها بیانیه واعلامیه ومصاحبه مطبوعاتی که همگی دراعتراض به روند مسائل کشور بودا زافتخارات جبهه ملی درآن دوسا ل اول پس ازپیروزی انقلاب است تا سرانجام حاکمیت جمهوری اسلامی این مواضع وروشنگری ها و اقبال مردم به سوی جبهه ملی را برنتابید ودرروز 25 خرداد 1360 که سراسرتهران برای  حمایت ازجبهه ملی وشرکت درفراخوان آن به حال تعطیل درآمده بود چاره ای جز بکاربردن حربه تکفیر وارتداد نیافت وپس ازاین یورش سنگین حاکمیت ، صدها تن ازنیروهای جبهه ملی درسراسرکشوربزندان افتادند ویابه زندگی مخفی روی آوردند ودهها نفر مجبور به جلای وطن شدند ولی این بارجبهه ملی با همه این فشارها متوقف نگردید وسازمان های جبهه ملی هرچند با محدودیت به حفظ ارتباط وحضوردرمراسم مختلف وتداوم دادن به کارتشکیلاتی ادامه داد و اعلامیه ها ونشریاتی ماندگار منتشرکرد . درسال 1364 و در بحبوحه جنگ ، باقیمانده اعضای شورای مرکزی داخل کشورکه اززندان بیرون بودند دریک جلسه فوق العاده پس ازبحث و بررسی مفصل به این جمع بندی رسیدند که تا کشور درحال جنگ بادشمن خارجی است جبهه  ملی ایران باید فقط به کار تشکیلاتی خود بپردازدوازبرخورد ومبارزه علنی با  حاکمیت موقتا خودداری نماید. درسالهای پس ازجنگ همچنان اعضای جبهه ملی ایران به تلاش وکوشش های آزادیخواهانه خود مقتضی بازمان ادامه دادند. درسال 72  استاد عبدالعلی ادیب برومند عضو هیئت رهبری بادعوت ازاعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران جلسات شورا را بطور منظم برقرارنمود. طی این 16 سال علیرغم اینکه همواره سایه شمشیرداموکلس ارتداد برسر جبهه ملی سایه افکن بوده است جبهه ازهیچگونه اظهارنظر صریح درباره مسائل مملکت و کج رویها وسوء مدیریتها وروش های استبدادی حاکمیت جمهوری اسلامی خودداری ننموده وصدها اعلامیه ونشریه درزمینه های مختلف منتشرنموده است . درآبانماه 1382 پلنوم  جبهه ملی ایران با حضور80 نفرنمایندگان سازمانها واحزاب جبهه ملی ازسراسر کشورتشکیل گردید و35 نفراعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران راانتخاب نمود واساسنامه ومنشور جبهه ملی رامورد بازنگری قرارداد. درهفت اصل اعتقادی جبهه ملی مندرج دراساسنامه برآزادی ، استقلال ،عدالت اجتماعی ،نظام جمهوری ،جدائی دین ازحکومت، حفظ تمامیت ارضی وحراست ازفرهنگ وادب ایرانی تاکیدگردیده است. جبهه ملی ایران همچنان باتاکید براصول اعتقادی خود در راه اعتلا وشکوفائی این مرزوبوم و درجهت استقرار حاکمیت ملی تلاش میکندوازجنبش آزادیخواهانه جاری درکشورپشتیبانی نموده ودربه ثمررسانیدن این جنبش مردمی ازهیچ کوششی دریغ نخواهدنمود.

 

 

درود بر بنیانگذار و رهبر جبهه ملی ایران دکتر محمد مصدق .

درود برهمه رهبران و ناموران درگذشته جبهه ملی که زندگی خود را در راه رسیدن به آرمانهای جبهه ملی ایران به پایان بردند .

 دکترحسین فاطمی ، الهیارصالح ، دکتر کریم سنجابی ، دکترغلامحسین صدیقی ، محمود نریمان ،     دکترعلی شایگان ، اصغرپارسا ، دکترمهدی آذر، مهندس مهدی بازرگان ، دکتریدالله سحابی، آیت الله طالقانی، آیت الله زنجانی ، دکترشمس الدین امیرعلائی ، حسن میرمحمد صادقی ، دکترشاپوربختیار،                     مهندس احمدزیرک زاده ، مهندس جهانگیرحق شناس ، باقرکاظمی ، مهندس کاظم حسیبی ،        دکترمحمدعلی خنجی ، حاج محمدحسن شمشیری، غلامرضا تختی ،حاج قاسم لباسچی ،داریوش فروهر، پروانه فروهر ،دکتر مسعودحجازی ،علی اردلان ،دکتر پرویزورجاوند، مهندس نظام الدین موحد ،             حسن خرمشاهی ،محمدعلی کشاورزصدر، دکتر یوسف جلالی ،سرهنگ ناصرمجللی ، حاج حسن قاسمیه، مهدی غضنفری ، دکترغلامرضا قاضی مقدم ، حشمت الله خیاط زاده ، غلامرضا رحیم

                                                                      

                                                      تهران – دهم آبانماه 1388

                                                        جبهه ملی ایران

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 2:9 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

سیزده آبان

فرصتی برای تبدیل و تغییر تعارض موجود به تفاهم سازنده

ملت ایران از یکصد سال پیش تا کنون برای دستیابی به آزادی همواره در مبارزه و تلاش پیگیر علیه استبداد داخلی و استیلای خارجی بوده است. فرآیندی که ترجمان خارجی آن در انقلاب مشروطیت، نهضت ملی کردن صنعت نفت و انقلاب 1357، پدیدار گردید، بی شک به عنوان نقاط عطف در تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران بشمار رفته است. با آنکه رویدادهای یاد شده هر بار به دلایلی با نافرجامی های غیرمنتظره روبرو شدند، ولی همواره الهام بخش نسل های آینده برای پیگیری تلاش ملی در راستای تحقق آزادی های بنیادین در پرتو ارزشهای بشری و ملی بوده است. بویژه امروزه که حقوق بشر و آزادیهای بنیادین بعنوان ارزشهای جهانشمول مندرج در منشور ملل متحد و اسناد الحاقی آن بر تمامی عرصه های تعاملات جوامع بشری، اعم از داخلی و بین المللی، سایه افکنده و دولتها  نسبت به رعایت و اجرای آنها، از جمله آزادی های عقیده، بیان، انتخابات، حزبهای سیاسی، گردهمایی ها و رسانه ها متعهد شده اند. آنها که این قانونهای و تعهدات بین المللی و حقوق بشری را نقض می کنند، نه تنها در برابر ملت خود مسئول هستند، بلکه به سبب نقض تعهدات بین المللی در برابر نهادهای بین المللی مربوط نیز باید پاسخگو باشند.

 

بدیهی است مردم ایران از اثرات و پیامدهای آزادیهای بنیادین و جهان شمول مذکور غافل نبوده و سرسختانه خواستار رعایت و اجرای درست آنها از سوی دولت های وقت بوده اند و در برابر عدم رعایت و نادیده انگاشتن تکالیف مزبور و نقض فاحش آنها که همواره سرزنش ها و محکومیت های پی در پی نهادهای بین المللی مربوطه را در پی داشته است، با هر روش متناسب با شرایط روز، اعتراض و ناخرسندی خود را در این باره ابراز کرده اند. بویژه در شرایط کنونی، جامعه ایران به دلیل سوء مدیریت حکومت وقت و ناتوانی در اداره کشور با نارسایی ها و نابسامانی های زیادی در عرصه های گوناگون امور داخلی و خارجی و از دست رفتن فرصت های پیش آمده، روبرو بوده است. تغییر وضع کنونی از سوی آگاهان و نیک اندیشان جامعه برای برون رفت از شرایط ناهنجار روز امری ضروری تشخیص داده شد و فعالان سیاسی و اجتماعی بر آن شدند تا از راه مشارکت در انتخاباتی آزاد و سالم به این مقصود دست یابند. با وجود اینکه اکثریت مردم ایران بطور اصولی نسبت به رویه و برخورد گزینشی شورای نگهبان بدگمان بوده اند و به تامین آزادی و سلامت انتخابات بشدت تردید داشته اند، با تمام شک و شبهه ها بر آن شدند تا با حضور گسترده خود در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به این ضرورت و نیاز سیاسی-اجتماعی کشور و تغییر اساسی وضع موجود پاسخ دهند. به همین جهت، پیام تغییر در جریان مبارزات انتخاباتی اخیر بازتاب گسترده و استقبال همگانی را در پی داشت و شواهد و نشانه های وقت همه حاکی از دستیابی به این خواست سیاسی- اجتماعی بود. افزون بر آن، خرد و مصلحت سیاسی مندرج در ضرورت تغییر، نوید دهنده دستیابی به این انتظار بود. ولی رویدادهای پسین نشان داد که در ساختار نظام استبدادی موجود، انتظار تساهل و سازگاری با فرایند انتخابات آزاد پنداری نادرست و ساده اندیشانه است. بهمین جهت، بر خلاف انتظار همگانی، اعلام شتابزده و بی سابقه نتیجه انتخابات به یکباره جامعه را با شگفت زدگی تمام نسبت به فرآیند انتخابات از پیش تعیین شده مواجه ساخت. در برابر این رویداد غیرمنتظره، مردم برای بازپس گیری حقوق از دست رفته خود، در تمام راهپیمای های معترضانه مسالمت آمیز، قانونمند و آرام نسبت به خلافکاریهای انجام شده برآمدند که با واکنش خشونت آمیز عوامل حکومت و پیامدهای قانون ستیز آن، چون بازداشتهای خودسرانه، ضرب و شتم، بازداشت، شکنجه، کشتار و سرانجام برگزاری محاکمات نمایشی روبرو شدند، روندی که کمابیش تا کنون ادامه داشته است.

 

بدیهی است وقتی جو خشونت همراه با محدودیت های سیاسی و اجتماعی بر جامعه حاکم شود و همه راههای مسالمت آمیز، قانونمند و مدنی برای رسیدگی به حقوق پایمال شده مسدود گردد، مردم به ناچار بر آن می شوند تا با حضور و شرکت مسالمت آمیز در یاد روزها، آیین ها و مراسم ملی، مذهبی و سیاسی، خواسته های خود را از حکومت در پرتو شرایط و مقتضییات روز پیگیری نمایند. چنانکه تا کنون بهمین ترتیب عمل نموده اند.

 

اینک که مراسم سیزده آبان در پیش است، امضا کنندگان زیر، همراه و همگام با اکثریت مردم ایران، برای بازیابی حقوق پایمال شده و برقراری نظام مردم سالار مبتنی بر حقوق بشر و آزادیهای بنیادین و حکومت قانون، حضور و مشارکت خود را در برگزاری مراسم مسالمت آمیز و آرام روز سیزدهم آبان اعلام داشته و انتظار دارند هشدارهای مسالمت آمیز و پی در پی مردم، نفی کنندگان راه آزادی و پیروان روشهای خشونت وستیزگری را به راه مردم و ملت باز گرداند و با ارزشهای انسانی جهان شمول که فرایند سده ها تلاش و کوشش جوامع بشری بوده همسو سازد. ما امیدواریم که خودکامگی داخلی و دشمنی ورزی خارجی به بوته تاریخ سپرده شود و با قصد و نیت آشتی جویانه و سازنده بر آن شویم تا تمام نارسایی ها و نابسامانی های داخلی را پایان داده و با اتخاذ سیاست خارجی مدبرانه و تنش زدا، در مقام حل مسالمت آمیز دشواری های موجود برآییم تا بدین ترتیب اقدامات بازدارنده ای که تا کنون مانع تحقق منافع اساسی کشور و استفاده از فرصت های پیش آمده گردیده است پایان یابند.

 

با رفع تحریم ها، بویژه تحریم های گوناگون بین المللی، امکان سرمایه گذاری داخلی و خارجی در عرصه های مورد نیاز به ویژه در زمینه انرژی فراهم و، در نتیجه، باج دهی به این و آن قدرت برای شکستن تحریم های مورد بحث پایان خواهد یافت. سرانجام، ایران باید با اتخاذ راهبردهای درست و گفتگوهای سازنده، جایگاه شایسته خود را در نظام بین المللی بدست آورد و در تصمیم گیریهای جهانی حضور و مشارکت موثر داشته باشد. به دیگر سخن، با در نظر گرفتن فرآیندهای زیانبار رویداد سیزده آبان در عرصه های حقوقی، اقتصادی، سیاسی و مالی کشور، اینک بر آن شویم از یادروز این رویداد بعنوان نقطه عطفی در جهت بازنگری و خودسازی مردم سالارانه در کشور و تنش زدایی و برقراری تعاملات سازنده و چند جانبه در روابط خارجی بهره برداری شود، و در این رابطه رویارویی و دشمن سازی سی ساله جای خود را به تفاهم و همکاریهای سازنده و بالنده، با توجه به منافع دو طرف، دهد.

دوازده آبان 1388

جبهه ملی ایران، حزب ملت ایران، نهضت آزادی ایران، شورای فعالان ملی مذهبی، همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:17 بعد از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

 

کورش، تو به ما آموختی چگونه ایرانی باشیم!

متن سخنرانی کورش زعیم در پاسارگاد (ماموران امنیتی از ورود به پاسارگاد و ایراد سخنرانی جلوگیری کردند)

کورش، تو به ما آموختی چگونه ایرانی باشیم!
در این پنجمین سال برپایی روز جهانی کورش و سومین سال بنیانگذاری این روز بنام روز ملی ایران، من ایرانی بودن شما را در این روز خجسته شادباش می گویم. بیشتر ما که در اینجا گرد آمده ایم و این روز فرخنده ملی را بزرگ می داریم، در این پندار هستیم که کورش فردی استثنایی و بی همتا در جامعه ایرانی بوده است. در صورتیکه اینجور نیست. کورش یک ایرانی راستین بود، زیرا در خانواده و جامعه ایرانی پرورش یافته و آموزش دیده بود. در آن زمان، هزاران هزار کورش در ایران می زیستند که ما یکی از آنان را که بخت پادشاهی و جاودانگی یافتن در تاریخ را پیدا کرد می شناسیم. در آن زمان جامعه ایرانی کورش می پروراند. پدر او کورش بود، دوستانش کورش بودند، مربیانش کورش بودند، مادرش کورش بود، همسرش کورش بود و فرماندهانش همه کورش. ما صدها سال است که بعلت تحمیل اندیشه ها، گفتار و کردار ناایرانی، از آن فرهنگ زیبای آدم ساز درست اندیشی، راستگویی، گفتار و کردار نیک فاصله گرفته ایم و دیگر ایرانی راستین نیستیم. اینکه ما کورش را اینگونه گرامی می داریم، نشانگر آن خواهش و آرزوی درونی ماست که دوباره ایرانی باشیم.
در آن دوران، یک دولتمرد هرگز دروغ نمی گفت، در این دوران هرگز راست نمی گوید. در آن دوران، سردمدارن کشور نه تنها به خزانه ملت دست دراز نمی کردند، بلکه به خزانه کشورهای بیگانه تسخیر شده هم دست دراز نمی کردند؛ در این دوران نه تنها خزانه ملت را تهی می کنند، بلکه کشورهای بیگانه هم خزانه ملت ما را تهی می کنند. در آن دوران، هر دیوانسالاری که دروغ می گفت یا به مردم خشونت می کرد یا به حقوق مردم تجاوز می نمود، بی درنگ نکوهش و از کار برکنار می شد؛ در این دوران، ارتقای درجه می یابد. در آن دوران، همه مردم فرهیخته جهان متمدن می خواستند از کشور خود بگریزند و در ایران زندگی کنند؛ در این زمان، همه ایرانیان فرهیخته میخواهند از ایران بگریزند و در کشورهای دیگر زندگی کنند. در آن زمان، حاکمیت ایران پیشاهنگ حقوق بشر و نوعدوستی بود؛ در این دوران، حاکمیت ایران به تنها چیزی که تن در نمی دهد حقوق بشر و نوعدوستی است. در آن زمان، همه مردم جهان متمدن، ایران را دوست و ایرانی را گرامی می داشتند؛ در این زمان، همه مردم جهان متمدن از ایران گریزانند و به ایرانی بدگمان. در آن زمان، ملت ایران داراترین و آسوده زی ترین مردم جهان بودند؛ در این زمان یکی از فقیرترین و پریشان زی ترین.
اکنون ما ایرانیان بخود آمده ایم، از خواب چند صدساله بیدار شده ایم، خود را در آینه دیده ایم و به وحشت افتاده ایم که این ما نیستیم. ما ایرانی بوده ایم و ایرانی زیسته ایم، و می خواهیم دوباره ایرانی زندگی کنیم؛ ... و این خواهد شد.
این شیرملت ایران است که از خواست ما پشتیبانی خواهد کرد و خورشید مهر ایران را دوباره بر پشت خود بر این سرزمین و سراسر جهان خواهد تاباند. ما به آنان که سده هاست ملت ما را در بند اندیشه های ناسازنده و ناپذیرفتنی خود گرفتار کرده اند می گوییم: برو به پیشه خود برس که پیشه ملت ایران آزادی و آزادگی است.
این سبز ایران سبز شادمانی و پیشرفت و آبادانی است و بازیچه دست هیچ کس و گروه نیست. این سپید ایران سپید آشتی و دوستی ملت ایران با همه ملت های جهان است و ما دست همزیستی و دوستی و همکاری را به سوی همه مردم جهان دراز خواهیم کرد؛ که ایرانی نه تنها مرگ کسی را خواهان نیست بلکه سربلندی همه ملت ها را خواهان است. ما فقط اگر بتوانیم در میان همه ملتهای پیشرو و سربلند جهان بدرخشیم و سربلند باشیم ملت ایران هستیم. و این سرخ ایران نشان تهدید و جنگ خواهی و خونریزی نیست، نشانه عشق و شادابی و انرژِی زندگی است. ما این عشق و انرژی را به ملتمان باز خواهیم گرداند.
ای تویی که خورشید من ایرانی را گرفتی تا در تاریکی و ایستایی ذهن تو تصور تنهایی کنم، بدان که من ذهن مرده تو را آنقدر با جنبش آزادگی خود تکان خواهم داد تا زنده و پویا گردد. من دل تاریک تو را با فرهنگ جهان بین ایرانیم روشن خواهم کرد تا از تاریکخانه خود بیرون آیی.
تو تاریکی اندیشه خود را بر من تحمیل کردی، ولی من تو را به روشنایی ایرانی بودن خواهم کشاند و ستم تو را با مهربانی خود درهم خواهم شکست. من ایرانی تا تو را انسان نکنم از پای نخواهم نشست و لذت و افتخار ایرانی بودن را به تو خواهم چشاند.
کورش زعیم
پاسارگاد
۷ ابان ۸۸ برابر با ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

بازگشت همه به سوی اوست

با تاسف بسیار واندوه فراوان درگذشت رادمرد میهن دوست و از پیروان راستین راه مصدق بزرگ ، قاضی شریف وپاکدامن دادگستری ، عضوشورای مرکزی وهیأت اجرائیه جبهه ملی ایران آقای غلامرضا رحیم را به اطلاع هموطنان ارجمند میرسانیم .

مجلس ترحیم آن فقید سعید روز جمعه هشتم آبانماه ازساعت ده تا یازده ونیم صبح درمسجد حجت ابن الحسن واقع درخیابان سهروردی شمالی برگزارخواهد شد.

شورای مرکزی جبهه ملی ایران

ادیب برومند- دکترلقا اردلان – بانوفرشیدافشار- مهندس عباس امیرانتظام – فرهادامیرابراهیمی  دکترهرمیداس باوند - دکتر جهانشاه برومند-- مهندس مرتضی بدیعی – مهندس اسماعیل حاج قاسمعلی – عیسی خان حاتمی – دکترپرویزدبیری - جمال درودی – دکترعلی رشیدی  حسین راضی – دکترخسروسعیدی – دکترشاهین سپنتا-                حسین شاه حسینی –  حسن شهیدی – جواد شرف الدین – مهندس حسین عزت زاده – سرلشگربازنشسته ناصرفربد- اصغرفنی پور-  دکترمحسن فرشاد – حسن قدیانی –           دکتر باقرقدیری اصلی – دکترحسین موسویان - دکترمهدی مویدزاده – منوچهرملک قاسمی پریچهرمبشری – هرمزممیزی – ابراهیم منتصری – دکترصادق مسرت –                 دکترعلی اکبرنقی پور- ابوالفضل نیماوری

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

­­­­­­­­­               بیانیه تحلیلی جبهه ملی ایران درمورد واگذاری اموال ملی  و عمومی به بهانه خصوصی سازی

از روزی که دولت فعلی برروی کار آورده شد (بیش ازچهارسال پیش) وظیفه اصلی آن باز گذاشتن دست حامیان و پشتیبانان دولت و مراکز قدرت در تسلط برادارات ، پست های کلیدی(مدیریت ها،وزارت خانه ها ) حضور قوی در مجلس و مراکز تصممیم گیری ، مراکز توزیع کننده منابع مالی و امکانات اقتصادی( منابع طبیعی ، وزارت خانه های اقتصادی، بانک ها ، بورس ) غیر از مراکز سیاسی بوده است .

اولین اقدام رییس جمهور در آن زمان مخالفت با واگذاری قسمتی از سهام بانک پارسیان به خریداران در بخش خصوصی به بهانه تامین قسمتی از هزینه خرید توسط بانک ها بود تا گروه مورد نظر خاص بر این بانک مسلط شود. از آن زمان گروه های مافیائی برای آسان کردن تسلط بر اموال عمومی تبلیغات شدید خصوصی سازی را راه انداختندو بالاخره چه در مجمع تشخیص مصلحت نظام و چه در سطح بالاتر مقدمات صدور فرمان رهبری دایر بر اصلاح اصل 44 قانون اساسی که بخش دولتی اقتصاد را شرح داده است فراهم ساختند تا اموال کلیدی و حیاتی دولتی هم قابل تصرف و حراج باشد ( بانک ها ، راه آهن ، خدمات ارتباط جمعی ، شرکت های حمل و نقل و صنایع بنیادی و کلیدی ،بنادر و ترمینال ها )

در حالیکه اولاً دولتی بودن صنایع و فعالیت های زیر بنایی و کلیدی به شرح مندرج در قانون اساسی به لحاظ اهمیت آنها در حفظ امنیت و رفاه عمومی و باز بودن دست دولت ( البته یک دولت ملی و دلسوز مصالح عمومی ) در جهت دادن به اقتصاد وسیاست های اقتصادی دولت در جهت رفاه عمومی است( مثل همه اقتصادهای سوسیالیستی واقعی و حتی نظام های سرمایه داری مختلط) و ثانیاً نهضت خصصوصی سازی از دهه 1990 پس ازسقوط امپراطوری شوروی درجهان راه افتادخود ابزاری برای ایجاد رقابت  رشداقتصادی  بهبود سطح رفاه مردم واولین پیش نیاز آن آزادسازی اقتصادی یعنی تسهیل فعالیت اقتصادی مردم از راه حذف قوانین ومقررات زائد ودست وپاگیر وساده سازی مدیریت امور عمومی و اقتصادی بوده است .

مثلاً در آلمان پس از ملحق شدن آلمان شرقی هدف خصوصی سازی (کوچک کردن دولت ) پاک سازی وحذف آثار اقتصا د فاشیستی دوران هیتلری و دوران کومونیستی استالینی ( 1990-1945) و ایجاد ساختارها و زیر بنا ها و صنایع قرن بیست و یکم با تکنولوژی قرن بیست و یکم بود که نتیجه آن بهبود شرایط رقابتی ، افزایش اشتغال ، تولید، افزایش صادرات و ازدیاد رفاه و قدرت اقتصادی کشور خواهد بود.

در بیش از پنجاه کشور که نهضت خصوصی سازی در آن پا گرفت اول از همه هدف های خصوصی سازی در هر بخش از اقتصاد وصنعت تعریف می شد و بعد هیئتی مرکب از نمایندگان منافع مصرف کنندگان              ( کارگران ، کارمندان ، معلمین) بانک ها ، صاحبان صنایع ، نمایندگان مجلس و دولت تصمیم می گرفتند که با کارخانه یا صنعت چه باید بشود و آیا این صنعت مضر و آلوده کننده باید از سطح زمین پاک شود یا کوچک شود یا گسترش یابد و بعد به هر کسی یا شرکتی ویا کنسرسیومی چه در سطح ملی و یا بین المللی فروخته شود ( واگذار شود ) که توانایی فنی ، مالی ، تکنولوژیکی ، مدیریتی ، پرسنلی را داشته باشدکه طی مدت تعیین شده آن صنعت را به سطح مطلوب برساند و اهداف قبلاً تعیین شده و توافق شده را تامین نماید.

در ایران خصوصی سازی را تنها از دید انتقال مالکیت و کنترل یعنی خرید و فروش سهام شرکت های سود ده یا دارای سرمایه های نهفته دانسته اند یعنی هر دار و دسته ای ، کارخانه ای یا صنعتی یا بخشی از صنعتی ( مثل شرکت های وابسته به صنعت نفت ، صنعت مس ، صنعت آلومنیوم ، صنعت برق ، صنعت آّب ، نیروگاه ها و سد ها) را هدف تسلط خود قرار می دهد و به هزار وسیله برای خود سوئی سازی آن اقدام می کند که اولین تاکتیک عوامل بیرونی و درونی آنها زیان ده کردن آن کارخانه یا صنعت و درست کردن بهانه عوام پسند برای فروش و یا واگذاری آن است ( راه های منفی کردن تراز نامه شرکت ها متعدد است) .

بعضی از نهاد ها وارگان های وابسته به حکومت مسئله خصوصی سازی را هم از دید ایجاد درآمد مستقل از بودجه دولت و هم از دید تسلط بر جامعه ، افکار عمومی ، زندگی خصوصی مردم ، روابط بین المللی مخصوصاً تجارت خارجی می بینند و بعضی افراد ساده اندیش یا عامل خود این نهاد ها و بنیادها به استناد مقرراتی که خود عوامل این نهادهای ظاهراً عمومی وضع کرده اند اظهارنظر می کنند که مثلاً واگذاری پنجاه و یک درصد سهام مخابرات به شرکت های ظاهراً تعاونی سپاه اشکالی ندارد که هم از اسم تعاونی سوء استفاده شده است و هم از کلمه خصوصی سازی و بعضی هم که فریادشان بلند شده فقط ناشی از تأسف از دست رفتن فرصت کسب تسلط و سود جویی است .

درعلوم اداری و اقتصاد هر نهاد ، شرکت یا موسسه ای را دولتی می دانند که بالاترین مقامات آن توسط مقامات حکومتی انتخاب و منصوب شوند ، بنابراین تمام نهاد ها ، بنیادها ، شرکت ها و موسسأت به اصطلاح تعاونی و خیریه زیرنظرمقامات حکومتی ، دولتی و یا شبه دولتی هستند و تسلط مقامات حکومتی بر آنها و بر دستگاه های اداری و دولتی در ذات با اقتصاد رقابتی و خصوصی مغایرت دارد یعنی امکانات و فرصت های خاص ناشی از قدرت حکومت را به آنها می دهد( چهل هزار میلیارد تومان پول بانک های دولتی را چه افراد و شرکت هایی خورده اند؟ ) 

اقتصاد رقابتی واقعی که سبب رشد، توسعه و ازدیاد تولید ، اشتغال و رفاه در بخش عظیمی از دنیا حتی در دهه اخیر در چین و هندوستان شده پنج رکن دارد: (1) آزادی اطلاعات ، تولید اطلاعات ، دسترسی به اطلاعات ، سرعت دسترسی و کم هزینه بودن اطلاعات (2) تساوی همه افراد علاقمند در بهره گیری از اطلاعات (3) تساوی افراد علاقمند در دسترسی به منابع مالی و امکانات ( بانک ها ، موسسأت مالی ، بازار ها ، صنایع ، مواد اولیه ، واردات ، صادرات) (4) قابل رقابت بودن کالا ها  و یا خدمات ( نبودن انحصارات طبیعی ، امکانات سر مایه ای ، فنی ، تکنولوژیکی, مسائل امنیت ملی یا ملاحظات اجتماعی و رفاهی) و بالاخره (5) باز بودن اقتصاد و دسترسی به مواد ، کالا ها ، خدمات ، بازار در سطح جهانی و رقابتی که یک بررسی ساده نشان می دهد که در ایران هیچیک از این پنج شرط فراهم نیست  و در این شرایط راه اندازی بهانه خصوصی سازی جز دامی برای انتقال ثروت های ملی و اموال عمومی به باند های مافیایی و ایجاد پایه های تسلط دراز مدت نهاد های حکومتی و بنیاد ها و افراد و خانواده های مسلط بر آنها برای جامعه نیست.

 

تهران جبهه ملی ایران

        28/7/1388

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 8:54 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

نشریه داخلی جبهه ملی ایران - چاپ تهران - شماره ۱۷۷ منتشر گردید.این شماره

شامل مطالب جالب و متنوع است. از جمله - مقاوت شرط پیروزی است ( سر مقاله)

بحثی در رابطه با شعارهای مردم در جنبش بعد از انتخابات و ما همه باهم هستیم.

منطق این محاکمات چیست ؟ - خرد پیشه ای توانا خرقه تهی کرد - استاد مهندس

علیقلی بیاتی-  اصول عقاید و هدفهای جبهه ملی ایران  و  مطالب دیگر..

برای دریافت این نشریه از طریق ایمیل زیر درخواست نمائید.

amirmomtaz@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 7:45 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

دیدار عده ای از سران جبهه ملی با خانواده آقای دکتر محمد ملکی

 عصر روز یکشنبه 19/7/88 جمعی از اعضای شورای مرکزی و کمیته تشکیلات جبهه ملی ایران در منزل اقای دکتر محمد ملکی استاد و رئیس اسبق دانشگاه تهران که صرفا بعلت بیان عقیده از تاریخ 31/5/88 در زندان اوین در بازداشت بسر میبرد حضور یافته و مراتب حمایت خود را از آقای دکتر ملکی و کلیه زندانیان سیاسی به خانواده ایشان ابراز داشتند . در بین حاضران در منزل آقای دکتر ملکی ، آقای ادیب برومند رئیس شورای مرکزی و هیئت رهبری جبهه ملی ، آقای حسین شاه حسینی نایب رئیس شورای مرکزی ، خانم فرشید افشار عضو هیئت رئیسه شورای مرکزی ، خانم دکتر لقا اردلان عضو هیئت اجرائیه ، دکتر هرمیداس باوند عضو هیئت رهبری و سخنگوی جبهه ملی ، آقای اصغر فنی پور عضو هیئت اجرائیه ، دکتر حسین موسویان رئیس هیئت اجرائیه جبهه ملی وآقایان مهندس محمد اویسی ، عبدالله ازدوجینی ، یوسف صحفی و فرهاد بیشه ای از اعضای کمیته تشکیلات جبهه ملی دیده میشدند . در این دیدار همسر آقای دکتر ملکی چگونگی بازداشت ایشان و وضعیت جسمانی نامساعد و شرایط نامناسب زندان را برای حضار توضیح دادند .

                                                                           

روابط عمومی هیئت اجرائیه جبهه ملی ایران

۱۹/۷/۸۸                                                                                                 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 2:27 قبل از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   | 

نامه پیمان عارف از زندان

 شماره 847-2009

۱2 مهر 1388

کمیته گزارشگران حقوق بشر-

سی روزی هست که از پی 75 روز انفرادی به بند هشت اوین منتقل شده ام تا در هواخوری زندان چشمانم در آن دور دست ها به خوابگاه شهید بهشتی بیفتد و ذهن خاطره جویم به سالهای نه چندان دور باز گردد و راه دانشکده علوم سیاسی و اقتصادی وآنگاه دانشکده حقوق در پیش گیرد و شب زنده داری های خوابگاهی و بحث های بی پایان نظری –سیاسی در اتاق مجید به یاد آرد!

به یاد آوردنی که قطره اشکی از سر حسرت ودرد بر دیدگان می نشاند ولب به زمزمه آن شعر نیما می گشاید که گر چه میگویند میگریند در ساحل دور یا نزدیک سوگواران در میان سوگواران ! بگذریم.

حدیث تاریخ معاصر ایرانمان آکنده است از کودتاها و سرکوبها و استبدادهای صغیر و کبیر و آنگاه قربانی گرفتن های این کودتاها و زندان کردنها و بر سر دار نمودن کوشندگان راه آزادی و مخالفان سرکوبهای کودتایی.

یک ماه و چند روز پیش اما،عصر گاهی دل گرفته وخفه در گوشه انفرادی به گاه روز 2 مرداد از پی تماشای فیلمهایی از اعترافات و محکمه هایی که دادگاهشان مینامیدند(!) در لب تاپ آقای بازجو، در فکری عمیق و غصه ای ژرف و رنجی بی پایان از پرسش "آخر چرا و به کدامین گناه؟" فرو رفته بودم و دنبال جواب برای سوال آخر چرا میگشتم ،زمان زمانه کودتا بود و سالگرد کودتا نیز هم! به دنبال پاسخ ذهنم پر کشیده به سوی تمام سالهای محنت انگیز تاریخ تجددخواهی و آزادی خواهی ایرانیان در دو صده اخیر. قدم به تبریز سر افراز گذاشت و عباس میرزا را دید در دهه 1820 میلادی که جامه خویش دریده و جامه ژنرال گاردن فرانسوی به مشت گرفته، می پرسد ای اجنبی بگو به من که چه اتفاقی افتاده است، که دیگرشما فاتحان تاریخید و ما مغلوبان تاریخ! ذهن خسته سرکی دیگر میکشد و این بار راه محله امیر خیز در نخستین دهه قرن 20 در پیش میگیرد و از زبان احمد کسروی و شاید هم حاج اسماعیل امیر خیزی به یاد می آورد که "همه جا دراستبداد می سوخت و در میان این آتش تنها یک شهر مانده بود به نام تبریز ودر این شهر نیز یک محله باقی مانده بود به نام امیر خیز ودر این محله یک خانه باقی مانده بود به نام خانه ستار!"

سرکی دیگر در تاریخ کتابی از دوست ارجمندم رحیم رئیس نیا که حاوی برخی سر مقاله های سید جعفر پیشه وری است به نام" آخرین سنگر آزادی"به یاد می آورد. تا عنوان ارجمند کتابی که نشر شیرازه حدود 12 سال پیش منتشرش ساخت جرقه ای از امید در کعبه حزن واندوه ام بنشاند.

آری در میان تمامی کودتاها و استبدادها و کابینه های سیاه صد روزه و چهار ساله که هشت ساله شده، نیز جایی هست که از آن به "آخرین سنگر آزادی " می توان یاد کرد. جایی که روزی در امیر خیز تبریز رقم خورد و روزی در خیابان کاج تهران نزد خانه مصدق بزرگ و باری دیگر نیز در بهارستان .

دیگر این ذهن خسته نیست و امیدوارانه می پوید تاریخ و میجوید راه را. جرقه ای دیگر شمع کوچک امید را می افروزد و چراغی شعله ور میسازد .آخر این خاک سالهاست دیگر سنگری ثابت برای آزادی دارد به نام دانشگاه. سنگری که در فرو ریختن تمامی سنگرهای آزادی به سان آخرین سنگر آزادی می ایستد و استبداد و مستبدین در هم می شکند.

لبخند بر لبانم مینشیند وبه امید اول مهر با خیالی آرام و دلی قرص و امیدوار به خواب میروم.

وامروزبه زمان موعود رسیده ایم و در این چند روز دانشگاه نشان داده است دلگرمی شب 29 مردادم در آن گوشه انفرادی به هیچ روی عبث نبوده است.در این چند روز شنیده ام و در معدود روزنامه هایی که از در برقی اوین امکان ورود میابند خوانده ام که "دانشگاه زنده است هنوز"

یاران دبستانی ،همراهان عزیز، تاریخ و فرزندانمان مارا نخواهند بخشید اگر امروز در تیره ترین دقایق شب هنگام وطن آخرین سنگر آزادی را رها کنیم و ایران عزیز به مستبدین بسپاریم.

خود نیز خویش را نخواهیم بخشید اگر نتوانیم زنده بودن دانشگاه را برای آنانی که مرده اش میخواهند و گورستان ساختنش به رخ کشیم. امید من امروز از پشت دیوارهای بلند و سیم خواردار بر سر کرده اوین به شما و تنها به شماست. بایستید که سحر نزدیک است.

پیمان عارف

سالن 10 بند 8 زندان اوین

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط حمیدو جناب دکتر امیر ممتاز   |